مای‌دات

اطلاعیه
برای اطلاع‌رسانی در مواقع اضطراری مانند تعطیلی‌های سراسری، محدودیت‌های اینترنت، قطعی سایت یا هرگونه اختلال دیگر، لطفاً در شبکهٔ اجتماعی مای‌دات در ویکی نظامی عضو شوید.

🔗 پروفایل رسمی: mydot.one/profile/Ultra

هواگرد رزمی چند منظوره پاناویا تورنادو

از ویکی نظامی

پاناویا تورنادو (Panavia Tornado) از خانواده های جنگنده های دوموتوره چند منظوره با بالهای زاویه متغیر است که به طور مشترک توسط ایتالیا، بریتانیا و آلمان توسعه تولید شده است. سه نوع تورنادو اصلی وجود دارد: تورنادو IDS (رهگیر/تهاجمی) جنگنده-بمب افکن، تورنادو ECR (جنگنده الکترونیک/شناسایی) هواگرد SEAD و تورنادو ADV (گونه دفاع هوایی) هواگرد رهگیر.

پاناویا تورنادو (Panavia Tornado) IDS در نیروی هوایی آلمان.
پاناویا تورنادو IDS در نیروی هوایی آلمان.

تورنادو توسط پاناویا ایرکرافت GmbH توسه و ساخته شد، یک کنسرسیوم سه ملیتی متشکل از بریتیش ایروسپس (قبلا نام بریتیش ایرکرافت کورپویشن)، ام بی بی آلمان غربی غربی، و آئریتالیای ایتالیا. این هواگرد اولین بار در ۱۴ اوت ۱۹۷۴ به پرواز درآمد و در سال‌های ۱۹۷۹-۱۹۸۰ وارد خدمت شد. به دلیل طراحی چندمنظوره، توانست چندین نوع مختلف هواگرد را در نیروهای هوایی پذیرنده جایگزین کند. نیروی هوایی سلطنتی (RAF) عربستان سعودی تنها بهره‌بردار صادراتی تورنادو شد، علاوه بر سه کشور شریک اصلی. یک واحد آموزش و ارزیابی که از RAF کاتسمور عملیات می کرد، مرکز آموزشی سه ملیتی تورنادو، سطحی از همکاری بین المللی فراتر از مرحله تولید را حفظ کرد. این هواگرد تنها هواگرد غیر آمریکایی است که در حال حاضر برای حمل سلاح های هسته ای ایالات متحده تحت گروه برنامه ریزی هسته ای ناتو تایید شده است.

پاناویا تورنادو توسط نیروی هوایی سلطنتی (RAF)، نیروی هوایی ایتالیا و نیروی هوایی عربستان سعودی در طول جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ به کار گرفته شد، جایی که پاناویا تورنادو ماموریت های تهاجمی نفوذی در ارتفاع پایین انجام داد. پاناویا تورنادو ها خدمت مختلف همچنین در جنگ بوسنی، جنگ کوزوو، جنگ عراق، و در طول جنگ داخلی لیبی در سال ۲۰۱۱، و همچنین نقش های کوچکتر در افغانستان، یمن و سوریه مورد استفاده قرار گرفتند. با احتساب همه انواع ۹۹۰ فروند هواگرد ساخته شد.

توسعه

ریشه ها

در طول دهه ۱۹۶۰، طراحان هوانوردی به طراحی های بال با هندسه متغیر نگاه کردند تا مانور پذیری و پرواز کارآمد بال های مستقیم را با سرعت طراحی های بال عقب شده ترکیب کنند. بریتانیا سفارس هواگرد تهاجمی تاکتیکی و شناسایی BACTSR-2 را در سال ۱۹۶۵ لغو کرده بود و سپس در سال ۱۹۶۷ هواگرد آمریکایی جنرال داینامیکس F-111K را که قرار بود همان نقش را ایفا کند، لغو کرد و همچنان به دنبال جایگزینی برای بمب افکن استراتژیک آورو والکان و هواگرد تهاجمی بلکبرن بوکانیر بود. بریتانیا و فرانسه پروژه BAC/Dassault AFVG را در سال ۱۹۶۵ آغاز کرده بودند، اما این پروژه با خروج فرانسه در سال ۱۹۶۷ به پایان رسید. بریتانیا به توسعه یک هواگرد با هندسه متغیر مشابه AFVG پیشنهادی ادامه داد و به دنبال شرکای جدید برای تحقق این هدف بود. شرکت‌های آلمانی EWR با بوئینگ و سپس با فرچایلد-هیلر و ریپابلیک اوییشن از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۸ در حال توسعه مطالعات طراحی هواگرد بال‌ چرخان EWR-Fairchild-Hiller A400 AVS بودند که پیکربندی مشابه ای با پاناویا تورنادو دارد.

در سال ۱۹۶۸، آلمان غربی، هلند، بلژیک، ایتالیا و کانادا یک گروه کاری برای بررسی جایگزین های جنگنده-بمب افکن چنده منظوره لاکهید F-104G Gاستارفایتر تشکیل دادند که ابتدا هواگرد چند منظوره و بعدا هواگرد چندمنظوره رزمی نامیده شد. از آنجایی که نیازمندی های کشورهای شریک بسیار متنوع بود، تصمیم گرفته شد یک هواگرد واحد ساخته شد که بتواند ماموریت های مختلفی که قبلا توسط ناوگانی از هواگرد های مختلف انجام می شد، به عهده بگیرد. بریتانیا در سال ۱۹۶۸ به گروه MRCA پیوست که یک یادداشت تفاهم بین بریتانیا، آلمان غربی و ایتالیا بود که در مه ۱۹۶۹ تنظیم شد.

تا پایان سال ۱۹۶۸، خریدهای احتمالی از شش کشور به ۱٬۵۰۰ هواگرد می‌رسید. کانادا و بلژیک پیش از هرگونه تعهد بلند مدت به این برنامه خارج شده بودند؛ کانادا این پروژه را از نظر سیاسی نامطلوب یافته بود، زیرا در محافل سیاسی این تصور وجود داشت که بسیاری از تولیدات و مشخصات بر اروپای غربی متمرکز است. فرانسه نیز پیشنهاد مطلوبی به بلژیک برای داسو میراژ ۵ ارائه داده بود.

یک فروند اف-۱۵سی نیروی هوایی ایالات متحده در کنار جنگنده‌های تورنادو نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (بالا) نیروی هوایی آلمان (سمت چپ) در سال ۱۹۸۷.
یک فروند اف-۱۵سی نیروی هوایی ایالات متحده در کنار جنگنده‌های تورنادو نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (بالا) نیروی هوایی آلمان (سمت چپ) در سال ۱۹۸۷.

پاناویا ایرکرافت GmbH

در ۲۶ مارس ۱۹۶۹، چهار کشور شریک (بریتانیا، آلمان، ایتالیا و هلند) موافقت کردند که یک شرکت چند ملیتی به نام پاناویا ایرکرافت GmbH برای توسعه و تولید MRCA تشکیل دهند. هدف این پروژه تولید هواگردی بود که قادر به انجام ماموریت هایی در نقش های تهاجمی تاکتیکی، شناسایی، دفاع هوایی و دریایی باشد. مفاهیم مختلف، از جمله طرح های جایگزین با بال های ثابت و تک موتوره، در حین تعریف هواگرد مورد مطالعه قرار گرفتند. هلند در سال ۱۹۷۰ از این پروژه خارج شد و دلیل آن را بیش از حد پیچیده و فنی بودن هواگرد برای ترجیحات نیروی هوایی سلطنتی (RAF) هلند عنوان کرد، که به دنبال هواگردی ساده تر با مانور پذیری برجسته بود. ضربه دیگری زمانی وارد شد که نیاز آلمان از ۶۰۰ هواگرد اولیه به ۳۲۴ فروند در سال ۱۹۷۲ کاهش یافت. پیشنهاد شده بود که آلمان عمدا سفارش اولیه غیرواقعی بالایی ثبت کرد تا دفتر مرکزی شرکت و اولین پرواز آزمایشی را در آلمان به جای بریتانیا تضمین کند تا تاثیر طراحی بیشتری داشته باشد.

هنگامی که توافق نهایی شد، بریتانیا و آلمان غربی هر کدام سهم ۴۲٫۵ درصدی از کار را داشتند و ۱۵ درصد باقی مانده به ایتالیا رسید؛ این تقسیم کارتولیدی به شدت تحت تاثیر چانه زنی های سیاسی بین المللی قرار داشت. بدنه جلویی و مجموعه دم به BAC در بریتانیا، بدنه مرکزی به MBB در آلمان غربی، و بال ها به آئریتالیا در ایتالیا اختصاص یافت. به طور مشابه، تقسیم کار سه ملیتی برای موتور ها و تجهیزات استفاده شد. یک شرکت چند ملیتی جداگانه به نام توربو-یونیون در ژوئن ۱۹۷۰ برای توسعه و ساخت موتورهای RB199 برای این هواگرد تشکیل شد، با مالکیت به ترتیب ۴۰٪ رولز رویس، ۴۰٪ MTU و ۲۰٪ FIAT.

در پایان مرحله تعریف پروژه در مه ۱۹۷۰، مفاهیم به دو طرح کاهش یافت؛ یک طرح تک سرنشین پاناویا که آلمان غربی در ابتدا ترجیح می‌داد، و طرح دو‌نشینه پاناویا ۲۰۰ که نیروی هوایی سلطنتی (RAF) (RAF) ترجیح می داد. این هواگرد به طور مختصر پاناویا پنتر نامیده شد و پروژه به زودی به سمت گزینه دوسرنشین گرایش یافت. در سپتامبر ۱۹۷۱، سه دولت سندی مبنی بر قصد ادامه پروژه امضا کردند، که در آن زمان هواگرد منحصرا برای ماموریت تهاجمی در ارتفاع پایین در نظر گرفته شده بود، جایی به عنوان تهدیدی قابل دوام برای دفاع شوروی در آن نقش دیده می شد. در این مرحله بود که رئیس ستاد دفاع بریتانیا اعلام کرد: دو سوم خط مقدم رزمی از این یک نوع هواگرد پایه تشکیل خواهد شد.

نمونه های اولیه و آزمایشی

اولین هواگرد از پانزده هواگرد توسعهای (نه نمونه اولیه، P.01 تا P.09، و شش نمونه پیش‌تولید، PS.11 تا PS.16) در ۱۴ اوت ۱۹۷۴ در مانشینگ، آلمان به پرواز درآمد؛ خلبان اول پاول میلت، تجربه خود را اینگونه توصیف کرد: هدایت هواگرد لذت بخش بود، پرواز واقعی آنقدر روان پیش رفت که واقعا شروع کردم به این فکر کنم آیا این شبیه سازی دیگری نیست؟. آزمایش های پروازی منجر به نیاز اصلاحات جزئی شذ. اختلالات جریان هوا با تغییر نیمرخ های ورودی های موتور و بدنه برای به حداقل رساندن نوسانات و ضربات در سرعت مافوق صوت برطرف شد.

به گفته جیم کوین، برنامه نویس نرم افزار شبیه سازی توسعه پاناویا تورنادو و مهندس موتور و کنترل های موتور پاناویا تورنادو، نمونه اولیه به طور ایمن قادر به رسیدن به سوپر کروز بود، اما موتور ها در ارتفاع بالا هنگام تلاش برای کاهش سرعت، مشکلات ایمنی جدی داشتند. در ارتفاع بالا و سرعت پایین توربین، کمپرسور فشار کافی برای مهار فشار احتراق فراهم نمی کرد و در نتیجه ارتعاش شدیدی رخ می داد. برای جلوگیری از این اثر، کنترل های موتور به طور خودکار حداقل دور آرام را با افزایش ارتفاع افزایش می دادند، تا جایی که در ارتفاعات بسیار بالا، دور آرام آنقدر بالا بود که نزدیک به حداکثر رانش خشک بود. این امر منجر به این شد که یکی از هواگرد های آزمایشی در ارتفاع بالا در سرعت ۱٫۲ سوپرکروز گیر کند و مجبور شود با چرخش هواگرد سرعت خود را کاهش دهد، زیرا دور آرام در آن ارتفاع آنقدر بالا بود که هواگرد نمی توانست سرعت خود را کاهش دهد.

آزمایش ها نشان داد که یک سیستم کمی فرمان چرخ جلو، که با میراگر انحراف متصل می شود، برای مقابله با اثر بی ثبات کننده ناشی از استفاده از معکوس کننده تراست در هنگام غلتش فرود ضروری است.

از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۸۴، عوامل KGB کاگ‌ب (سرویس اطلاعاتی شوروی) شوروی در مورد پاناویا تورنادو توسط رئیس بخش برنامه ریزی مسرشمیت-بلکوف-بوم آلمان غربی، مانفرد روتش، در اختیار داشتند.

دو نمونه اولیه بر اساس سوانح از دست رفتند که هردو ناشی از خطای خلبان منجر به دو حادثه برخورد با زمین بود؛ یک نمونه اولیه سوم پاناویا تورنادو بر اثر حادثه ای شامل نوسان گام ناشی از خلبان به شدت آسیب دید. در طول توسعه این نوع، طراحان هواگرد آن دوره شروع به گنجاندن ویژگی هایی مانند سیستم های پیشرفته تر پایداری و خلبان های خودکار کردند. هواگرد هایی مانند پاناویا تورنادو و جنرال داینامیکس F-16 فایتینگ فالکن از این فناوری های جدید استفاده کردند. آزمایش های خرابی سیستم سه گانه آنالوگ فرمان و پایداری پاناویا تورنادو بر روی مجموعه ای از سیستم های کنترل پرواز واقعی انجام شد؛ بال هایی با زاویه متغییر در ترکیب محموله های متنوع و اغلب بسیار سنگین فرایند تایید را پیچیده می کرد.

تولید

قرارداد برای دسته اول هواگرد ها در ۲۹ ژوئیه ۱۹۷۶ امضا شد. اولین پرواز یک هواگرد تولیدی دیگر در ۱۰ ژوئیه ۱۹۷۹ توسط ZA319 در BAe وارتن انجام شد. اولین هواگرد ها به ترتیب در ۵ و ۶ ژوئن ۱۹۷۹ به نیروی هوایی سلطنتی (RAF) و نیروی هوایی آلمان تحویل داده شدند. اولین پاناویا تورنادوی ایتالیایی در ۲۵ سپتامبر ۱۹۸۱ تحویل داده شد. در ۲۹ ژانویه ۱۹۸۱، مرکز آموزش سه‌ملیتی پاناویا تورنادو به طور رسمی در RAF کاتسمور افتتاح شد و تا ۳۱ مارس ۱۹۹۹ به آموزش خلبانان از همه کشورهای بهره‌بردار ادامه داد. پانصدمین پاناویا تورنادوی تولید شده در ۱۹ دسامبر ۱۹۸۷ به آلمان غربی تحویل داده شد.

پس از اینکه آلمان غربی مخالفت خود را با صادرات هواگرد پس گرفت، مشتریان صادراتی جستجو شدند؛ عربستان سعودی تنها مشترک صادراتی پاناویا تورنادو بود. توافق خرید پاناویا تورنادو بخشی از قرارداد تسلیحاتی الیمامه بین بریتیش ایرواسپیس و دولت سعودی بود. عمان متعهد شده بود که هشت فروند پاناویا تورنادو F2 و تجهیزات لازم برای عملیات آنها را به ارزش کل ۲۵۰ میلیون پوند در اوت ۱۹۸۵ خریداری کند، اما به دلیل مشکلات مالی این سفارش را در سال ۱۹۹۰ لغو کرد.

در طول دهه ۱۹۷۰، استرالیا پیوستن به برنامه MRCA را برای یافتن جایگزینی برای داسو میراژ IIIهای قدیمی خود در نظر گرفت؛ در نهایت مک‌دانل داگلاس F/A-18 هورنت برای برآورده کردن این نیاز انتخاب شد. کانادا نیز پس از بررسی پاناویا تورنادو، F/A-18 را انتخاب کرد. ژاپن پاناویا تورنادو را در دهه ۱۹۸۰، همراه با F-16 و F/A-18، قبل از انتخاب میتسوبیشی F-2 در نظر گرفت. در دهه ۱۹۹۰، هر دو تایوان و کره جنوبی علاقه خود را به دستیابی به تعداد کمی از هواگردهای پاناویا تورنادو ECR ابراز کردند. در سال ۲۰۰۱، EADS یک نوع پاناویا تورنادو ECR با قابلیت جنگ الکترونیکی بیشتر برای استرالیا پیشنهاد کرد.

تولید در سال ۱۹۹۸ به پایان رسید؛ آخرین دسته از هواگردهای تولید شده به نیروی هوایی سلطنتی (RAF) عربستان سعودی رفت، که مجموعاً ۹۶ فروند پاناویا تورنادو IDS سفارش داده بود. در ژوئن ۲۰۱۱، اعلام شد که ناوگان پاناویا تورنادو به طور جمعی بیش از یک میلیون ساعت پرواز را پشت سر گذاشته است. نویسنده هوانوردی جان لیک خاطرنشان کرد: کنسرسیوم سه‌ملیتی پاناویا کمی کمتر از ۱٬۰۰۰ فروند پاناویا تورنادو تولید کرد و آن را به یکی از موفق‌ترین برنامه‌های بمب‌افکن پس از جنگ تبدیل کرد. در سال ۲۰۰۸، AirForces Monthly پاناویا تورنادو را چنین نامید: برای بیش از یک ربع قرن، مهم ترین هواگرد نظامی در اروپای غربی.

کابین خلبان رو به جلو یک جنگنده پاناویا تورنادو GR.4 نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا.
کابین خلبان رو به جلو یک جنگنده پاناویا تورنادو GR.4 نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا.

مشخصات فنی

مرور کلی

پاناویا پاناویا تورنادو یک هواگرد چندمنظوره دوموتوره است که برای برتری در نفوذ در ارتفاع پایین به دفاع دشمن طراحی شده است. ماموریتی که در طول جنگ شرد تصور می شد، تحویل سلاح های متعارف و هسته ای بر روی نیروهای مهاجم کشورهای پیمان ورشو در اروپای شرقی بود؛ این امر چندین ویژگی مهم طراحی را تعیین کرد. هندسه متغیر بال امکان درگ حداقلی در هنگام یورش در ارتفاع پایین به سمت دشمنی که به خوبی آماده شده بود، فراهم می کرد. رایانه های ناوبری و پرواز پیشرفته، از جمله سیستم سیم بندی پرواز که در آن زمان نوآورانه بود، بار کاری خلبان در طول پرواز در ارتفاع پایین به شدت کاهش می داد و کنترل هواگرد را آسان تر می کرد. برای ماموریت های دوربرد، پاناویا تورنادو دارای یک پروب سوخت گیری جمع شونده است.

به عنوان یک هواگرد چند منظوره، پاناویا تورنادو قادر به انجام پروفایل های ماموریتی بیشتری نسبت به ماموریت های تهاجمی پیش بینی شده است؛ بهره برداران مختلف چندین نوع هواگرد را با پاناویا تورنادو به عنوان یک نوع مشترک جایگزین کردند؛ استفاده از هواگرد تک نقش اختصاصی برای برای اهداف تخصصی مانند شناسایی میدان نبرد، گشت زنی دریایی، یا اقدامات متقابل الکترونیکی اختصاصی حذف شد و یا توسط پاناویا تورنادو های استاندارد یا انواع اصلاح شده، مانند پاناویا تورنادو ESR.

گسترده ترین اصلاح از طراحی پایه پاناویا تورنادو، پاناویا تورنادو ADV بود که بدنه آن کشیده شده و به موشک های دوربرد ضد هوایی مسلح بود تا در نقش رهگیر خدمت کند؛ بهره‌برداران پاناویا تورنادو برای حفظ این هواگرد به‌عنوان یک جنگنده خط مقدم، برنامه‌های گوناگونی برای افزایش عمر عملیاتی و ارتقای آن اجرا کرده‌اند. در نتیجهٔ این ارتقاها، پاناویا پاناویا تورنادو همچنان در سال ۲۰۲۶، بیش از ۵۰ سال پس از نخستین پرواز نمونهٔ اولیه، در خدمت باقی مانده است.

بال با زاویه متغیر

برای اینکه پاناویا تورنادو به عنوان یک هواگرد تهاجمی مافوق صوت در ارتفاعات پایین عملکرد خوبی داشته باشد، داشتن ویژگی های پروازی خوب در سرعت بالا و پایین ضروری گرفته شد. برای دستیابی به عملکرد در سرعت بالا، معمولا از طراحی بال عقب شده یا دلتا استفاده می شود، اما این طراحی های بال در سرعت های پایین ناکارآمد هستند. برای عملیات در هر دو سرعت بالا و پایین با اثر بخشی زیاد، پاناویا تورنادو با زاویه متغییر استفاده می کند. بال چرخان توسط جنگنده-بمب افکن قدیمی آمریکایی جنرال داینامیکس F-111 و برای مثال، میگ-23 شوروی استفاده شده بود. پاناویا پاناویا تورنادوی کوچکتر شباهت زیادی با F-111 دارد، با این حال پاناویا تورنادو در چند منظوره بودن با سیستم ها و اویونیک پیشرفته تر متفاوت است.پ

میزان عقب شدگی بال (یعنی زاویه بال ها نسبت به بدنه) در حین پرواز توسط خلبان انتخاب می شود. زوایای عقب شدگی را می توان بین ۲۵ درجه و ۶۷ درجه با محدوده سرعت برای هر زاویه انتخاب کرد. برخی از پاناویا تورنادوهای ADV به یک سیستم عقب شدگی خودکار بال مجهز بودند تا بار کاری خلبان را کاهش دهند. هنگامی که بال ها به عقب کشیده می شوند، سطح بال در معرض هوا کاهش می یابد و درگ به طور قابل توجهی کاهش می یابد، که برای انجام پرواز در ارتفاع پایین با سرعت بالا مساعد است. پایلون های تسلیحات با زاویه بال های متغیر می چرخند تا محموله ها در جهت پرواز قرار گرفته و مانع هیچ یک از موقعیت های بال نشود.

در توسعه، توجه قابل توجهی به عملکرد برخاست و فرود کوتاه پاناویا تورنادو شد. آلمان، به ویژه این جنبه طراحی را تشویق کرد برای فواصل برخاست و فرود کوتاه تر، پاناویا تورنادو می تواند بال های خود را به سمت جلو با موقعیت ۲۵ درجه بچرخاند و فلپ های تمام طول و لت های لبه حمله خود برای اجازه پرواز هواگرد در سرعت های پایین تر به کار گیردد. این ویژگی ها، در ترکیب با موتور های مجهز به معکوس کننده تراست، به پاناویا تورنادو ویژگی های عالی در سرعت پایین و فرود می دهند.

اویونیک

پاناویا تورنادو دارای یک کابین دوسرنشینه پشت سرهم است که توسط یک خلبان و یک اسر ناوبر/تسلیحات اداره می گردد؛ از هر دو کنترل الکترومکانیکی و الکترواپتیکی برای هدایت هواگرد و مدیریت سیستم های آن استفاده می شود. مجموعه ای از صفحه ها و کلید ها در دو طرف یک مانیتور CRT که در مرکز قرار دارد، نصب شده است که رایانه های ناوبری، ارتباطات و کنترل تسلیحات را کنترل می کنند. BAE Systems سیستم نمایشگر رادار پیشرفته پاناویا تورنادو (TARDIS)، یک صفحه نمایش چندمنظوره ۳۲٫۵ سانتی‌متری را برای جایگزینی نمایشگر ترکیبی رادار و نقشه پیش‌بینی شده در کابین عقب توسعه داد؛ نیروی هوایی سلطنتی (RAF) نصب TARDIS را بر روی ناوگان GR4 در سال ۲۰۰۴ آغاز کرد.

کنترل های اصلی پرواز تورنادو یک سیستم ترکیبی سیم بندی پرواز است که شامل یک سیستم سه گانه آنالوگ فرمان و پایداری متصل به یک سیستم خلبان خودکار و هدایت دیجیتال است. علاوه بر این، سطحی از ظرفیت بازگشت مکانیکی برای محافظت در برابر خرابی احتمالی حفظ شد. برای افزایش آگاهی خلبان، حس مصنوعی در کنترل های پرواز، مانند چوبک مرکزی، تعبیه شده است. از آنجایی که بال های متغییر تورنادو هواگرد را قادر می سازد تا محدوده پروازی خود را به شدت تغییر دهد، پاسخ های مصنوعی به طور خودکار با تغییرات نیمرخ بال و سایر تغییرات در وضعیت پرواز تنظیم می شوند. از آنجایی که مجموعه وسیعی از مهمات و محموله هارا می توان تجهیز کرد، تغییرات حاصل در دینامیک پرواز هواگرد به طور معمول توسط سیستم پایداری پرواز جبران می گردد.

تورنادو دارای یک رادار داپلر ترکبی ناوبری/حمله است که به طور همزمان اهداف را اسکن می کند و دنبال کردن خودکار زمین را برای عملیات پرواز در ارتفاع پایین انجام می دهد. توانایی انجام پرواز در ارتفاع پایین با خلبان خودکار در همه شرایط آب و هوایی یکی از مزایای اصلی تورنادو در نظر گرفته می شد. تورنادو ADV دارای سیستم راداری متفاوت از سایر انواع، با نام AI.24 Foxhunter، بود که برای عملیات دفاع هوایی طراحی شده بود. این رادار قادر به ردیابی تا ۲۰ هدف در فواصل تا ۱۶۰ کیلومتر بود. تورنادو یکی از اولین هواگردهایی بود که به گذرگاه داده دیجیتال برای انتقال داده مجهز شد. یکپارچه‌سازی Link 16 JTIDS در نوع F3 امکان تبادل اطلاعات رادار و سایر اطلاعات حسی را با هواگرد های دوست نزدیک فراهم می کرد.

برخی از انواع تورنادو بسته به ماموریت خود، ایونیک و تجهیزات متفاوتی حمل می کنند. تورنادو ECR که توسط آلمان و ایتالیا اداره می شود، به ماموریت های سرکوب دفاع هوایی دشمن اختصاص دارد. پاناویا تورنادو ECR مجهز به سیستم مکان یابی فرستنده برای تشخیص از رادار است. ECR های آلمانی دارای یک سیستم تصویر برداری فروسرخ هانیول برای پرواز های شناسایی هستند. تورنادو های نیروی هوایی سلطنتی (RAF) و عربستان سعودی نیز دارای بردیاب لیزری و جستجوگر هدف مشخص برای هدف گیری مهمات هدایت شونده لیزری هستند. در سال ۱۹۹۱، نیروی هوایی سلطنتی (RAF) سیستم تصویربرداری حرارتی و هدف‌گیر لیزری را معرفی کرد که به تورنادوهای GR1 اجازه می داد تا اهداف خود را با لیزر مشخص کنند.

انواع شناسایی GR1A و GR4A مجهز به سیستم شناسایی فروسرخ تورنادو (TIRRS) بودند که شامل یک سنسور SLIR در هر طرف بدنه در جلوی ورودی‌های موتور برای ثبت تصاویر مورب، و یک سنسور IRLS منفرد که در زیر بدنه نصب شده بود برای ارائه تصاویر عمودی بود. TIRRS تصاویر را بر روی شش نوار ویدئویی S-VHS ضبط می‌کرد. غلاف شناسایی جدید RAPTOR جایگزین سیستم داخلی TIRRS شد.

تسلیحات

تورنادو برای حمل اکر سلاح های پرتاب شونده از هوا در موجودی ناتو تایید شده است؛ از جمله بمب های هدایت نشده و هدایت شونده لیزری، موشک های ضد کشتی و ضد تشعشع، و همچنین سلاح های تخصصی مانند مین های ضدنفر ومهمات ضد باند فرودگاه. برای بهبود بقا در نبرد، تورنادو مجهز به اقدامات متقابل داخلی، پرتابگر های شراره و پوشاله (Chaff) تا غلاف های اقدامات متقابل الکترونیکی است که می توانند زیر بال ها نصب شوند. مخازن سوخت زیربال و سیستم سوخت گیری هوایی که به یک تورنادو اجازه می دهد تا تورنادوی دیگر را را سوخت گیری کند، برای افزایش برد هواگرد در دسترس هستند.

در دهه های پس از معرفی تورنادو، همه بهره برداران تورنادو برنامه های ارتقا و اصلاح مختلفی برای اجازه استفاده از سلاح های جدید توسط اسکادران های خود انجام داده اند. از جنله تسلیحاتی که تورنادو برای استفاده از آنها تطبیق داده شده است، بمب های Enhanced Paveway و Joint Direct Attack Munition، و موشک‌های کروز مدرن مانند موشک‌های Taurus و Storm Shadow هستند. این ارتقاها قابلیت‌ها و دقت رزمی تورنادو را افزایش داده است. سلاح‌های دقیق مانند موشک‌های کروز جایگزین مهمات قدیمی‌تر مانند بمب‌های خوشه‌ای شده‌اند.

انواع تهاجمی دارای قابلیت محدود هوا به هوا با موشک های هوا به هوای AIM-9 Sidewinder یا AIM-132 ASRAAM هستند. تورنادو ADV مجهز به موشک های هوا به هوای فراتر از برد دید مانند Skyflash و AIM-120 AMRAAM بود. تورنادو به دو توپ رولور ۲۷ میلی‌متری Mauser BK-27 که به طور داخلی در زیر بدنه نصب شده اند، مسلح است؛ تورنادو AFB تنها به یک توپ مسلح بود. هنگامی که هواگرد های GR1 نیروی هوایی سلطنتی (RAF) به GR4 تبدیل شدند، سنسور FLIR جایگزین توپ چپ شد و تنها یک توپ باقی ماند؛ نوع شناسایی GR1A هر دو توپ خود را برای ایجاد فضا برای سنسورهای فروسرخ جانبی از دست داد. توپ Mauser BK-27 به طور خاص برای تورنادو توسعه یافت، اما از آن زمان بر روی چندین جنگنده اروپایی دیگر، مانند داسو/دورنیه آلفا جت، ساب JAS 39 گریپن و یوروفایتر تایفون استفاده شده است.

تورنادو قادر به تحویل سلاح های هسته ای پرتاب شونده از هوا است. در سال ۱۹۷۹، بریتانیا جایگزینی زیردریایی های پولاریس خود را با زیردریایی های ترایدنت یا تورنادو به عنوان حامل اصلی بازدارنده هسته ای خود در نظر گرفت. اگرچه بریتانیا با ترایدنت پیش رفت، چندین اسکادران تورنادو مستقر در آلمان به SACEUR اختصاص داده شدند تا یک حمله بزرگ شوروی را با سلاح‌های متعارف و هسته‌ای، یعنی بمب هسته‌ای WE.177 که در سال ۱۹۹۸ بازنشسته شد، بازدارند. تورنادو های آلمانی و ایتالیایی قادر به تحویل بهب های هسته ای B61 ایالات متحده هستند که از طریق ناتو در دسترس قرار می گیرند.

موتور

بریتانیا انتخاب رولز رویس را برای توسعه موتور پیشرفته برای MRCA را ضروری می دانست و به شدت با پذیرش موتور از یک تولید کننده آمریکایی مخالف بود، تاجایی که بریتانیا ممکن است بر سر این موضوع از برنامه خارج شود. در سپتامبر ۱۹۶۹، موتور RB199 رولز رویس برای نیرودهی به MRCA انتخاب شد. یک مزیت نسبت به رقابت آمریکایی این بود که انتقال فناوری بین کشورهای شریک توافق شده بود؛ موتور قرار بود توسط یک شرکت مشترک به نام توربو-یونیون توسعه و تولید گردد. این برنامه به دلیل ورود رولز رویس به مرحله تصفیه در سال ۱۹۷۱ به تاخیر افتاد، با این حال ماهیت فرآیند همکاری چند ملیتی به جلوگیری از اختلال عمده در برنامه تورنادو کمک کرد. تحقیقات از هواگرد مافوق صوت مسافربری کنکورد به توسعه و طراحی نهایی RB199 و واحد های کنترل موتور کمک کرد.

از رمپ های ورودی متغیر در جلوی موتور برای افزایش فشار هوای ورودی به موتور تا حد ممکن در همه سرعت ها تا ماخ ۲ استفاده می شود. یک ژنراتور الکتریکی، پمپ هیدرولیک و پمپ تقویت کننده سوخت بر روی هر یک از دو جبعه دنده بدنه نصب شده است که هر کدام توسط یک موتور هدایت می شوند. جعبه های دنده به هم متصل هستند تا هر دو ژنراتور و پمپ های هیدرولیک بتوانند توسط یک موتور هدایت شوند. در صورت خرابی هر دو موتور یا هر دو ژنراتور، تورنادو دارای یک باتری اضطراری برای کارکرد یک پمپ سوخت و یک پمپ هیدرولیک تا ۱۳ دقیقه است.

RB199 مجهز به معکوس کننده تراست برای کاهش فاصله مورد نیاز برای فرود است. هنگامی که معکوس کننده تراست استفاده می گردد، یک میراگر انحراف به فرمان چرخ جلو متصل می شود تا پایداری بیشتری را فراهم کند.

اولین پرواز یک RB199 در زیر یک هواگرد والکان در آوریل ۱۹۷۳ انجام شد. اولین پرواز نمونه اولیه تورنادو، P01، در اوت ۱۹۷۴ انجام شد و موتور آزمایش‌های صلاحیت خود را در اواخر سال ۱۹۷۸ به پایان رساند. موتور استاندارد تولید نهایی هم استانداردهای قابلیت اطمینان و هم عملکرد را برآورده کرد، اگرچه هزینه توسعه بیشتر از پیش‌بینی شده بود، تا حدی به دلیل نیازهای عملکردی بلندپروازانه. در زمان معرفی تورنادو به خدمت، تیغه‌های توربین عمر کوتاه‌تری نسبت به مطلوب داشتند که با اجرای اصلاحات طراحی بر روی موتورهای اولیه تولید برطرف شد. چندین موتور ارتقا یافته توسعه یافت و بر روی اکثر تورنادوهای ADV و ECRهای آلمان استفاده شد. DECU واحد کنترل موتور دیجیتال فعلی برای موتورهای RB199 است که جایگزین MECU آنالوگ نیز شناخته شده با نام CUE شده است.

مشخصات فنی (تورنادو GR4)
مشخصه مقدار
خدمه ۲ نفر
طول ۱۶٫۷۲ متر
طول بال ۱۳٫۹۱ متر در زاویه ۲۵ درجه (۸٫۶۰ متر در زاویه ۶۷ درجه)
ارتفاع ۵٫۹۵ متر
مساحت بال ۲۶٫۶ متر مربع
وزن خالی ۱۳٬۸۹۰ کیلوگرم
ظرفیت سوخت ۶٬۳۵۰ کیلوگرم داخلی
سقف پرواز ۱۵٬۲۴۰ متر
حداکثر سرعت ۲٬۴۰۰ کیلومتر بر ساعت در ارتفاع ۹٬۰۰۰ متری (ماخ ۲٫۲)

ارتقا ها

با طراجی برای عملیات در ارتفاع پایین، تورنادو نیاز به اصلاح برای انجام عملیات در سطح متوسط داشت که نیروی هوایی سلطنتی (RAF) در دهه ۱۹۹۰ پذیرفت. ناوگان GR.1 نیروی هوایی سلطنتی (RAF) به طور گسترده به عنوان تورنادو GR.4 بازسازی شد. ارتقاهای تورنادو GR.4 شامل یک فروسرخ رو به جلو، نمایشگر سربالا با زاویه دید گسترده، نمایشگر های کابین بهبود یافته، قابلیت دید در شب، اویونیک جدید و یک گیرنده سیستم موقعیت یاب جهانی (GPS) بود. این ارتقا یکپارچه سازی سلاح ها و سنسور های جدید را که به طور همزمان خریداری شده بودند، از جمله موشک کروز Storm Shadow، موشک ضدتانک Brimstone، بمب‌های هدایت‌شونده لیزری Paveway III و غلاف شناسایی RAPTOR، آسان‌تر کرد. اولین پرواز یک تورنادو GR4 در ۴ آوریل ۱۹۹۷ انجام شد. نیروی هوایی سلطنتی (RAF) اولین تحویل خود را در ۳۱ اکتبر ۱۹۹۷ پذیرفت و تحویل در سال ۲۰۰۳ کامل شد. در سال ۲۰۰۵، نیروی هوایی عربستان سعودی تصمیم گرفت تورنادو های IDS خود را تحت یک سری ارتقا قرار دهد تا معادل پیکربندی GR4 نیروی هوایی سلطنتی (RAF) شوند. در ۲۱ دسامبر ۲۰۰۷، BAE یک قرارداد ۲۱۰ میلیون پوندی برای CUSP، استراتژی ارتقای قابلیت امضا کرد. این پروژه شاهد بهبود GR4/4Aهای نیروی هوایی سلطنتی (RAF) در دو مرحله بود که با یکپارچه‌سازی بمب Paveway IV و ارتقای ارتباطات شروع شد و به دنبال یک گذرگاه تاکتیکی جدید در مرحله B دنبال شد.

از سال ۲۰۰۰، تورنادوهای IDS و ECR آلمان ارتقای ASSTA 1 را دریافت کردند. ASSTA 1 شامل یک رایانه تسلیحات جایگزین، سیستم‌های ناوبری اینرسی GPS و تسلیحات های لیزری جدید بود. رایانه جدید امکان یکپارچه‌سازی موشک‌های HARM و Taurus KEPD 350، غلاف هدف‌گیر لیزری Rafael Litening II و بمب‌های هدایت‌شونده لیزری Paveway III را فراهم کرد. ارتقای ASSTA 2 در سال ۲۰۰۵ آغاز شد که عمدتاً شامل چندین سیستم اویونیک دیجیتال جدید و یک مجموعه جدید اقدامات متقابل الکترونیکی بود؛ این ارتقاها فقط برای ۸۵ فروند تورنادو (۲۰ فروند ECR و ۶۵ فروند IDS) اعمال می‌شوند، زیرا تورنادو تا حدی با یوروفایتر تایفون جایگزین می‌شود. برنامه ارتقای ASSTA 3 که در سال ۲۰۰۸ آغاز شد، پشتیبانی از مهمات هدایت‌شونده لیزری Joint Direct Attack Munition را به همراه تغییرات نرم افزاری بیشتری معرفی خواهد کرد.

در ژانویه ۲۰۱۶، روزنامه بیلد اعلام کرد که جدیدترین ارتقای مجموعه ASSTA به نسخه ۳٫۱، که شامل صفحه‌های رنگی LCD چند منظوره به جای نمایشگر های تک رنگ CRT است، با نمایشگر های نوری دید در شب که توسط خلبانان استفاده می شود، تداخل دارد و بمب افکن های تورنادوی آلمانی مستقر در سوریه را برای ماموریت شبانه غیر قابل استفاده می کند. وزارت دفاع اعتراف کرد که نور های روشن کابین می توانند برای خلبانان حواس پرتی ایجاد کند و گفت که راه حل طی چند هفته اجرا خواهد شد، اما نیاز به انجام ماموریت های شبانه در سوریه را رد کرد.

نمایشگرهای TV TAB برای برنامه‌ریزی مسیر، سنسورهای فروسرخ رو به جلو، غلاف‌های هدف‌گیری مانند TIALD و CLDP استفاده می‌شوند. نمایشگر ناوبری اصلی MRCA TV TAB DU دارای یک CRT سبز به عنوان منبع تصویر است. به دلیل محیط نور، لوله تصویر به دلیل سطوح روشنایی بالا تا حد محدود خود تحت فشار قرار می‌گرفت. یک جایگزین نمایشگر دیجیتال AMLCD برای جایگزینی نسخه‌های CRT قدیمی که مستعد سایش بودند، توسعه یافت. نسخه‌های CRT عمدتاً با دو گنبد سفید در بالای نمایشگر حاوی سنسورهای نور برای تنظیم روشنایی خودکار و دکمه‌های سفید قابل تشخیص هستند. نسخه دیجیتال جدیدتر عمدتاً با دکمه‌های مشکی با نقاط سفید بزرگ روی آنها قابل تشخیص است. نسخه جایگزین AMLCD دارای نمایشگر رنگی به جای نمایشگر تک‌رنگ سبز اصلی است. یک ویژگی جدید این است که AMLCD دارای یک قاب است که زاویه دید را کاهش می‌دهد. هدف اصلی ارتقای AMLCD کاهش قابل توجه در هزینه‌های چرخه عمر بود. اما گفته می‌شود که نسخه جدیدتر AMLCD به دلیل الکترونیک دیجیتال حساستر و پیچیده‌تر نسبت به طراحی بسیار ساده‌تر نمایشگر CRT اصلی، به سرعت خراب می‌شود. به عنوان مثال، یک کانکتور تشخیصی در پنل پشتی برای عیب‌یابی سریع وجود دارد. واحد نمایشگر در نهایت یک دستگاه نسبتاً خنگ است. واحد نمایشگر اصلی فقط یک نمایشگر و یک صفحه کلید است. برای نشان دادن تصویر، سیگنال ویدئویی جداگانه، سیگنال‌های همگام‌سازی عمودی و افقی باید به واحد نمایشگر تغذیه شوند زیرا هیچ الکترونیک داخلی برای جداسازی همگام‌سازی سیگنال ویدئویی وجود ندارد. مولد شکل‌موج اضافی برای ایجاد تصاویر مورد نظر برای استفاده در هواگرد مورد نیاز است. برای تأمین انرژی واحد نمایشگر، یک جریان سه‌فاز ۱۱۵ ولت AC ۴۰۰ هرتز شامل نول و یک سیگنال ۲۸ ولت DC باید به واحد نمایشگر تأمین شود. نسخه CRT دارای یک منبع تغذیه ولتاژ پایین برای ایجاد سیگنال‌های ولتاژ پایین مورد نیاز است. همچنین یک منبع تغذیه ولتاژ بالا برای ایجاد ولتاژ بالا مورد نیاز برای لوله تصویر CRT وجود دارد. از آنجایی که AMLCD جدیدتر دارای لوله تصویر CRT نیست، ولتاژهای بالا مورد نیاز نیستند و طراحی مکانیکی و الکتریکی به جز اتصالات، نقاط نصب و عملکرد کاملاً متفاوت است. نسخه جدیدتر AMLCD فقط به ۲۸ ولت DC برای عملکرد نیاز دارد. اما از آنجایی که جایگزینی ضروری است، نسخه AMLCD دارای یک تبدیل داخلی ۱۱۵ ولت AC ۴۰۰ هرتز سه‌فاز به ۲۸ ولت DC است. AMLCD دارای یک منوی داخلی برای انتخاب نوع هواگرد است: GR1، GR4 یا F3، یک خودآزمایی و یک آزمایش نمایشگر مانند الگوی شبکه و نوارهای رنگی که در تصویر نشان داده شده است.

BAE Systems اعلام کرد که در دسامبر ۲۰۱۳، یک تورنادو مجهز به قطعات ساخته شده با چاپ سه‌بعدی را آزمایش کرده است. این قطعات شامل یک پوشش محافظ برای رادیو، یک محافظ چرخ‌های فرود و پایه‌های پشتیبانی درب ورودی هوا بودند. این آزمایش امکان‌پذیری ساخت سریع و ارزان قطعات جایگزین را در پایگاه هوایی میزبان تورنادو نشان داد. این شرکت ادعا کرد که با هزینه کمتر از ۱۰۰ پوند برای ساخت برخی قطعات، چاپ سه‌بعدی قطعات بیش از سیصد هزار پوند صرفه‌جویی کرده است که به طور بالقوه تا سال ۲۰۱۷ می‌توانست به بیش از ۱٫۲ میلیون پوند برسد.

تاریخچه عملیاتی

یک فروند جنگنده پاناویا تورنادو IDS نیروی هوایی آلمان در حال گذراندن مراحل تعمیر و نگهداری در جولای۲۰۰۴.
یک فروند جنگنده تورنادو IDS نیروی هوایی آلمان در حال گذراندن مراحل تعمیر و نگهداری در جولای۲۰۰۴.

نیروی هوایی آلمان (لوفت وافه)

اولین نمونه اولیه تورنادو اولین پرواز خود را ۱۴ اوت ۱۹۷۴ از فرودگاه اینگولشتات مانشینگ، در آلمان غربی انجام داد. تحویل تورنادوهای تولیدی از ۲۷ ژوئیه ۱۹۷۹ آغاز شد. تعداد کل تورنادوهای تحویل داده شده به نیروی هوایی آلمان ۲۴۷ فروند بود که شامل ۳۵ نوع ECR می‌شد. در ابتدا تورنادوها به پنج بال جنگنده-بمب‌افکن مجهز شدند، با یک واحد تبدیل تاکتیکی و چهار بال خط مقدم، جایگزین لاکهید F-104 استارفایتر شدند. هنگامی که یکی از دو بال تورنادوی نیروی دریایی آلمان در سال ۱۹۹۴ منحل شد، هواگردهای آن برای تجهیز مجدد یک بال شناسایی لوفت‌وافه که قبلاً مجهز به مک‌دانل داگلاس RF-4E فانتوم بود، استفاده شدند.

۱۴ فروند تورنادوی آلمانی به عنوان بخشی از کارزار ناتو در طول جنگ بوسنی عملیات رزمی انجام دادند. تورنادو ها که از پیاسنزا، ایتالیا عملیات می کردند، ماموریت های شناسایی برای بررسی خسارت ناشی از حملات قبلی و شناسایی اهداف جدید انجام دادند. گزارش شده است که این ماموریت های شناسایی مسئول بهبود قابل توجهی در انتخاب هدف در طول کارزار بودند.

در سال ۱۹۹۹، تورنادوهای آلمانی در عملیات Allied Force، حملات هوایی ناتو علیه جمهوری فدرال یوگسلاوی در طول جنگ کوزوو شرکت کردند. این اولین مأموریت هوایی تهاجمی آلمان از زمان جنگ جهانی دوم بود. هواگردهای ECR هواگردهای مختلف متحدان را در حالی که چندین موشک AGM-88 HARM برای مقابله با استفاده احتمالی از رادار علیه هواگردهای متفقین حمل می‌کردند، اسکورت می‌کردند. در طول خصومت‌های کوزوو، تورنادوهای IDS آلمان به طور معمول پروازهای شناسایی برای شناسایی نیروهای دشمن و پناهندگان غیرنظامی در یوگسلاوی انجام می‌دادند. تورنادوهای آلمانی ۲۱۰۸ ساعت و ۴۴۶ سورتی پرواز انجام دادند و ۲۳۶ موشک HARM را به سمت اهداف دشمن شلیک کردند.

در ژوئن ۲۰۰۷، یک جفت تورنادوی لوفت‌ وافه ماموریت‌های شناسایی بر فراز یک تظاهرات ضدجهانی‌سازی در طول نشست ۳۳ G8 در هایلیگندام انجام دادند. پس از این ماموریت، وزارت دفاع آلمان اعتراف کرد که یکی از هواگرد ها حداقل ارتفاع پرواز را نقض کرده و در مدیریت امنیت اجلاس اشتباهاتی رخ داده است.

در سال ۲۰۰۷، یک گروه از شش تورنادوی Aufklärungsgeschwader 51 Immelmann به مزار شریف، شمال افغانستان، برای پشتیبانی از نیروهای ناتو اعزام شدند. تصمیم به اعزام تورنادوها به افغانستان جنجالی بود: یک حزب سیاسی تلاشی ناموفق برای مسدود کردن این اعزام به عنوان اعزام غیرقانونی انجام داد. در پشتیبانی از ماموریت افغانستان، بهبود هایی در تجهیزات شناسایی تورنادو تسریع شد؛ و قابلیت های تورنادو در تشخیص دستگاه های انفجاری بداهه پنهان را افزایش داد. تورنادو های آلمانی در نوامبر ۲۰۱۰ از افغانسان خارج شدند.

کاهش های دفاعی اعلام شده در مارس ۲۰۰۳ منجر به تصمیم به بازنشستگی ۹۰ فروند تورنادو از خدمت لوفت‌وافه شد. این امر منجر به کاهش قدرت تورنادو به چهار بال تا سپتامبر ۲۰۰۵ شد. در ۱۳ ژانویه ۲۰۰۴، وزیر دفاع وقت آلمان، پیتر اشتروک، تغییرات عمده دیگری در نیروهای مسلح آلمان اعلام کرد. بخش عمده‌ای از این اعلامیه، برنامه کاهش ناوگان جنگنده‌های آلمان از ۴۲۶ فروند در اوایل ۲۰۰۴ به ۲۶۵ فروند تا سال ۲۰۱۵ بود. نیروی تورنادوی آلمان قرار بود به ۸۵ فروند کاهش یابد و این نوع تا سال ۲۰۲۵ در خدمت لوفت‌وافه باقی بماند. هواگردهای حفظ شده تحت یک برنامه افزایش عمر خدمتی قرار گرفته‌اند. در حال حاضر، لوفت‌وافه تورنادوها را با بال‌های تاکتیکی Taktisches Luftwaffengeschwader 33 در کوخم/پایگاه هوایی بوشل، راینلاند-فالتس و با Taktisches Luftwaffengeschwader 51 Immelmann در یاگل، شلسویگ-هولشتاین اداره می‌کند.

آموزش خدمه هوایی تورنادوی آلمان از ژانویه ۱۹۹۶ در پایگاه نیروی هوایی هالومن در نیومکزیکو، ایالات متحده، در Taktische Ausbildungskommando der Luftwaffe USA که مسئول آموزش خدمه F-4 فانتوم و تورنادوی آلمان بود، انجام شد. در سال ۱۹۹۹، فرماندهی آموزش به Fliegerisches Ausbildungszentrum der Luftwaffe تغییر نام داد. در مارس ۲۰۱۵، وزیر دفاع اورسولا فون در لاین تصمیم گرفت این آموزش را در آلمان ادامه دهد. در سپتامبر ۲۰۱۷، آموزش پرواز در هالومن برای تورنادو متوقف شد و به Taktischen Luftwaffengeschwader 51 در یاگل منتقل شد و فرماندهی مکان آمریکا در سال ۲۰۱۹ منحل شد.

در آوریل ۲۰۲۰، گزارش شد که وزارت دفاع آلمان برنامه دارد هواگردهای تورنادوی خود را با خرید ۳۰ فروند بوئینگ F/A-18E/F سوپر هورنت، ۱۵ فروند EA-18G گرولر و ۵۵ فروند یوروفایتر تایفون جایگزین کند. سوپر هورنت به دلیل سازگاری با سلاح‌های هسته‌ای و در دسترس بودن نسخه جنگ الکترونیک انتخاب شد. در مارس ۲۰۲۰، سوپر هورنت برای بمب‌های هسته‌ای B61 تأیید نشده بود، اما دن گیلیان، رئیس برنامه سوپر هورنت بوئینگ، قبلاً گفته بود: ما قطعاً فکر می‌کنیم که با همکاری با دولت ایالات متحده، می‌توانیم الزامات آلمان را برآورده کنیم.

در سال ۲۰۲۱، ایرباس پیشنهاد داد که ۹۰ فروند تورنادوی IDS و ECR پیر لوفت‌وافه را با ۸۵ فروند یوروفایتر جدید استاندارد ترانش ۵ از سال ۲۰۳۰ جایگزین کند. در سال ۲۰۲۲، وزارت دفاع آلمان اعلام کرد که ۳۵ فروند لاکهید مارتین F-35 لایتنینگ II جایگزین ناوگان تورنادو برای اشتراک هسته‌ای به جای ۳۰ فروند بوئینگ سوپر هورنت مورد بحث خواهد شد.

نیروی دریایی آلمان (مارینفلیگر)

علاوه برسفارش انجام شده توسط لوفت وافه، نیروی دریایی آلمان نیز ۱۱۲ فروند از نوع IDS را در نقش‌های ضدکشتی و شناسایی دریایی دریافت کرد که دوباره جایگزین استارفایتر شد. این تورنادوها به دو بال مجهز شدند که هر کدام دارای قدرت اسمی ۴۸ هواگرد بودند. سلاح اصلی ضدکشتی موشک ضدکشتی AS.34 Kormoran بود که در ابتدا با بمب‌های هدایت‌نشده و بمب‌های خوشه‌ای BL755 و بعداً با موشک‌های ضدتشعشع AGM-88 HARM تکمیل شد. غلاف های مجهز به دوربین های پانورامیک نوری و اسکنر خطی فروسرخ برای ماموریت شناسایی حمل می شدندو

پایان جنگ سرد و امضای معاهده CFE منجز به کاهش اندازه نیروهای مسلح آلمان، از جمله تعداد هواگرد های رزمی شد. برای برای برآورده کردن این نیاز، یکی از بال های تورنادوی مارینفلگیر در ۱ ژانویه ۱۹۹۴ منحل شد؛ هواگرد های آن جایگزین فانتوم های یک بال شناسایی لوفت وافه شدند. بال دوم بزرگتر شد و در نقش های ضد کشتی، شناسایی و ضد تشعشع تا زمانی که در سال ۲۰۰۵ منحل شد، ادامه داد و هواگردها و وظایف آن به لوفت وافه منتقل شد.

نیروی هوایی ایتالیا (Aeronautica Militare)

اولین نمونه اولیه ایتالیایی اولین پرواز خود را در ۵ دسامبر ۱۹۷۵ از تورین انجام داد. آئروناتیکا میلتاره ۱۰۰ فروند تورنادو IDS دریافت کرد که در خدمت ایتالیا به عنوان A-200 شناخته می‌شوند. ۱۶ فروند A-200 متعاقباً به پیکربندی ECR تبدیل شدند؛ اولین تورنادو ECR ایتالیایی در ۲۷ فوریه ۱۹۹۸ تحویل داده شد. به عنوان یک اقدام موقت به مدت ۱۰ سال، آئروناتیکا میلیتاره همچنین ۲۴ فروند تورنادو ADV را در نقش دفاع هوایی به صورت اجاره‌ای از نیروی هوایی سلطنتی (RAF) اداره می‌کرد تا شکاف خدماتی بین بازنشستگی لاکهید F-104 استارفایتر و معرفی یوروفایتر تایفون را پر کند.

تورنادو های ایتالیایی، همراه با تورنادو های نیروی هوایی سلطنتی (RAF)، د اولین جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ شرکت کردند. Operazione Locusta هشت فروند رهگیر تورنادو IDS را از جویا دل کوله، ایتالیا، به الظفره، ابوظبی، به عنوان بخشی از مشارکت ایتالیا در ائتلاف اعزام کرد. در طول درگیری، یک هواگرد بر اثر آتش ضدهوایی عراق از دست رفت؛ خلبانان با خیال راحت بیرون پریدند و توسط نیروهای عراقی اسیر شدند. مجموعاً ۲۲ فروند تورنادوی ایتالیایی در عملیات Allied Force سازماندهی شده توسط ناتو بر فراز کوزوو در سال ۱۹۹۹ مستقر شدند؛ A-200ها در نقش بمباران خدمت می‌کردند در حالی که EA-200ها در منطقه رزمی گشت‌زنی می‌کردند و اقدام به سرکوب رادارهای ضدهوایی دشمن می‌کردند و ۱۱۵ موشک AGM-88 HARM شلیک کردند.

در سال ۲۰۰۰، با تأخیر در یوروفایتر، آئروناتیکا میلیتاره جستجو برای یک جنگنده موقت دیگر را آغاز کرد. در حالی که تورنادو مورد بررسی قرار گرفت، هرگونه تمدید طولانی‌مدت اجاره شامل ارتقا به استاندارد CSP نیروی هوایی سلطنتی (RAF) می‌شد و بنابراین مقرون به صرفه تلقی نشد. در فوریه ۲۰۰۱، ایتالیا ترتیب خود را برای اجاره ۳۵ فروند F-16 از ایالات متحده تحت برنامه PEACE CAESAR اعلام کرد. آئروناتیکا میلیتاره تورنادوهای ADV خود را به نیروی هوایی سلطنتی (RAF) بازگرداند و آخرین هواگرد در ۷ دسامبر ۲۰۰۴ به نیروی هوایی سلطنتی (RAF) سنت آتان رسید. یک هواگرد برای نمایش استاتیک در موزه نیروی هوایی ایتالیا حفظ شد.

در ژوئیه ۲۰۰۲، ایتالیا قراردادی با آژانس مدیریت تورنادو و پاناویا برای ارتقای ۱۸ فروند A-200 امضا کرد که اولین آنها در سال ۲۰۰۳ دریافت شد. این ارتقا سیستم‌های ناوبری بهبودیافته و قابلیت حمل سلاح‌های جدید، از جمله موشک کروز Storm Shadow، مهمات هدایت‌شونده Joint Direct Attack Munition و بمب‌های هدایت‌شونده لیزری Paveway III را معرفی کرد.

هواپیماهای تورنادوی بال ۵۰ (50° Stormo) در جریان عملیات محافظ متحد (Unified Protector) در سال ۲۰۱۱.
هواپیماهای تورنادوی بال ۵۰ (50° Stormo) در جریان عملیات محافظ متحد (Unified Protector) در سال ۲۰۱۱.

در پاسخ به خشونت های پیش بینی شده در طول انتخابات افغانستان در سال ۲۰۱۰، ایتالیا به همراه چندین کشور دیگر، تعهد نظامی خود را در افغانستان افزایش داد و چهار فروند تورنادو A-200 را به منطقه اعزام کرد. ایتالیا تصمیم به افزایش عمر خدمتی تورنادو به قیمت هواگردهای تهاجمی زمینی جایگزین مانند AMX International AMX گرفته است؛ در سال ۲۰۱۰، یک برنامه ارتقا و افزایش عمر عمده آغاز شد تا نمایشگرهای دیجیتال جدید، قابلیت ارتباطات Link 16، سازگاری با عینک‌های دید در شب و چندین ارتقای دیگر ارائه دهد. در درازمدت، برنامه جایگزینی ناوگان تورنادو IDS/ECR در خدمت ایتالیا با F-35 لایتنینگ II وجود دارد، با آخرین تورنادوی ایتالیایی که قرار است در سال ۲۰۲۵ بازنشسته شود. آئروناتیکا میلیتاره اولین فروند از ۱۵ فروند تورنادو EA-200 ارتقا یافته خود را در ۱۵ ژوئن ۲۰۱۳ دریافت کرد.

تورنادو های A-200 و EA-200 ایتالیایی در اجرای منطقه ممنوعه پرواز سازمان ملل در طول مداخله نظامی سال ۲۰۱۱ در لیبی شرکت کردند. هواگردهای مختلف ائتلاف از پایگاه‌هایی در ایتالیا، از جمله تورنادوهای نیروی هوایی سلطنتی عملیات می‌کردند. هواگردهای نظامی ایتالیا در مجموع ۷۱۰ بمب و موشک هدایت‌شونده را در حملات به اهداف لیبیایی تحویل دادند. از این تعداد، تورنادوهای آئروناتیکا میلیتاره و بمب‌افکن‌های AMX ۵۵۰ بمب و موشک هدایت‌شونده و AV-8Bهای نیروی دریایی ایتالیا ۱۶۰ بمب هدایت‌شونده تحویل دادند. تورنادوهای ایتالیایی ۲۰ تا ۳۰ موشک کروز Storm Shadow و بقیه بمب‌های Paveway و JDAM پرتاب کردند.

در ۱۹ اوت ۲۰۱۴، دو فروند تورنادوی آئروناتیکا میلیتاره در حین یک مأموریت آموزشی در نزدیکی آسکولی با یکدیگر برخورد کردند. در ۱۴ نوامبر ۲۰۱۴، ایتالیا اعلام کرد که چهار فروند هواگرد تورنادو را با ۱۳۵ نفر پشتیبانی به پایگاه هوایی احمد الجابر و به دوپایگاه دیگر در کویت در مشارکت در عملیات ائتلاف علیه داعش اعزام می کند. این چهار هواگرد فقط برای ماموریت شناسایی استفاده خواهند شد.

در اکتبر ۲۰۱۸، اعلام شد که تورنادو EA-200 آزمایش‌های عملیاتی موشک AGM-88E AARGM را با موفقیت به پایان رسانده است.

نیروی هوایی سلطنتی (RAF)

پاناویا تورنادو با نام مستعار تونکا اولین پرواز نمونه اولیه اش را در ۳۰ اکتبر ۱۹۷۴ انجام داد و اولین تحویل‌ها به TTTE در سال ۱۹۸۰ صورت گرفت. اسکادران شماره IX (B) در سال ۱۹۸۲ اولین اسکادران خط مقدم جهان با این هواگرد شد. نیروی هوایی سلطنتی آلمان (اسکادران‌های XV، ۱۶، ۲۰) تورنادوهای مجهز به بمب هسته‌ای WE.177 را تحت کنترل SACEUR برای مأموریت‌های ضدپیمان ورشو مستقر کرد؛ این آمادگی هسته‌ای پس از نشست ریکیاویک در ۱۹۸۶ پایان یافت.

اولین حضور رزمی پاناویا تورنادو در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱) بود؛ ۴۹ فروند GR1 و ۱۸ فروند F3 مستقر شدند، از سلاح‌های JP233 و بمب‌های هدایت‌نشده استفاده شد و ۶ فروند از دست رفت. غلاف نشان‌گذاری لیزری TIALD برای دقت بیشتر معرفی شد. پس از جنگ، تورنادوها در عملیات‌های Southern Watch، Provide Comfort و Desert Fox (۱۹۹۸) شرکت کردند. در جنگ کوزوو (۱۹۹۹) نیز حضور داشتند که به خرید موشک ماوریک و بمب های Enhanced Paveway انجامید؛ پس از آن GR1 به GR4 ارتقا یافت.

در عملیات Telic (حمله ۲۰۰۳ به عراق)، تورنادوها برای اولین بار موشک Storm Shadow پرتاب کردند و دقت سلاح‌ها به ۸۵٪ رسید. در همان سال، یک GR4 بر اثر آتش دوستانه پاتریوت آمریکا سرنگون شد. تورنادوها همچنین در افغانستان (از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴)، لیبی (۲۰۱۱، با مأموریت‌های ۳۰۰۰ مایلی)، و علیه داعش در عراق و سوریه (۲۰۱۴-۲۰۱۹) و همچنین حمله به تأسیسات شیمیایی سوریه (۲۰۱۸) فعالیت داشتند.

تورنادو GR4 پس از ۴۰ سال خدمت، با پروازهای یادبود در فوریه-مارس ۲۰۱۹ و بازنشستگی رسمی در ۱ آوریل ۲۰۱۹ (صدمین سالگرد RAF) از رده خارج شد. در سال ۲۰۲۳ گزارش شد پایلون‌های تورنادوهای بازنشسته روی سوخو-۲۴های اوکراینی برای پرتاب Storm Shadow نصب شده‌اند.

نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی

در سال ۱۹۸۴ خلبان سعودی تورنادو GR.1 را در RAF هوئینگتون ارزیابی کردند و در ۲۵ سپتامبر ۱۹۸۵ قرارداد الیمامه I برای خرید ۴۸ فروند IDS و ۲۴ فروند ADV امضا شد. اولین تحویل IDS در مارس ۱۹۸۶ به الظهران صورت گرفت و اسکادران شماره ۷ تا سال ۱۹۸۷ به ۲۰ هواگرد رسید. اولین ADVها نیز در ۱۹۸۹ تحویل شدند و دو اسکادران ADV (۲۹ و ۳۴) تا ۱۹۹۰ به قدرت کامل رسیدند.

در سال ۱۹۸۴ خلبانان سعودی تورنادو GR1 را در RAF هونینگتون ارزیابی کردند و در ۲۵ سپتامبر ۱۹۸۵ قرارداد الیمامه I برای خرید ۴۸ فروند IDS و ۲۴ فروند ADV امضا شد. اولین تحویل IDS در مارس ۱۹۸۶ به الظهران صورت گرفت و اسکادران شماره ۷ تا سال ۱۹۸۷ به ۲۰ هواگرد رسید. اولین ADVها نیز در ۱۹۸۹ تحویل شدند و دو اسکادران ADV (۲۹ و ۳۴) تا ۱۹۹۰ به قدرت کامل رسیدند.

در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱)، نیروی هوایی سعودی ۶۶۵ سورتی IDS و ۴۵۱ سورتی ADV پرواز کرد و یک فروند IDS را از دست داد. در ۳ قرارداد ال۱۹۹یمامه II برای ۴۸ IDS اضافی امضا شد. بعدها سعودی‌ها به دلیل عملکرد برتر تورنادو در پرواز کم‌ارتفاع، آموزش این مأموریت را در F-15E متوقف کردند؛ ۲۲ فروند ADV نیز با یوروفایتر تایفون جایگزین شدند.

تا ۲۰۰۷ موشک‌های Sea Eagle و ALARM از خدمت خارج شدند و تا ۲۰۱۰ قراردادهایی برای موشک‌های IRIS-T، Brimstone و Storm Shadow امضا شد. در ۲۰۰۶ قراردادی ۲٫۵ میلیارد پوندی با BAE Systems برای ارتقای تا ۸۰ فروند IDS بسته شد که تحویل اولین هواگرد ارتقایافته در ۲۰۰۷ انجام شد.

از نوامبر ۲۰۰۹، تورنادوهای سعودی در کنار F-15ها علیه شورش شیعیان یمن وارد عمل شدند و از آن پس نقش اصلی را در کارزار بمباران یمن ایفا کرده‌اند. در این جریان چند فروند از دست رفتند: یکی در ژانویه ۲۰۱۸ (ادعای حوثی‌ها، خدمه نجات یافتند)، یکی در ژوئیه ۲۰۱۸ بر اثر نقص فنی، و یکی دیگر در فوریه ۲۰۲۰ که با موشک سطح‌به‌هوا سرنگون شد و خدمه آن اسیر حوثی‌ها شدند.

مدل ها و گونه ها

  • پاناویا تورنادو IDS:
    • تورنادو GR.1: انواع IDS نیروی هوایی سلطنتی در ابتدا تورنادو GR1 نامگذاری شدند و هواگردهای اصلاح‌شده بعدی تورنادو GR1A، تورنادو GR1B، تورنادو GR4 و تورنادو GR4A نامگذاری شدند. اولین فروند از ۲۲۸ فروند GR1 در ۵ ژوئن ۱۹۷۹ تحویل داده شد و این نوع در اوایل دهه ۱۹۸۰ وارد خدمت شد.
  • تورنادو GR1B: تورنادو GR1B یک نوع تخصصی ضدکشتی از GR1 بود که جایگزین بوکانیر شد. ۲۶ فروند هواگرد تبدیل شدند و در RAF لاسی‌موث، اسکاتلند مستقر بودند. هر هواگرد برای حمل تا چهار موشک ضدکشتی Sea Eagle مجهز بود. در ابتدا GR1B فاقد قابلیت راداری برای ردیابی کشتی‌ها بود و به جای آن به جستجوگر موشک برای کسب هدف متکی بود؛ به‌روزرسانی‌های بعدی اجازه انتقال داده‌های هدف از هواگرد به موشک را داد.
  • تورنادو GR1P: یک فروند تورنادو GR1 (ZA326، هشتمین هواگرد تولیدی) پس از بازسازی جزئی با استفاده از قطعاتی از دسته‌های تولید مختلف به دنبال آتش‌سوزی در حین آزمایش موتور، GR1P نامگذاری شد. این هواگرد با مؤسسه هواگردهای سلطنتی و مدرسه خلبانان آزمایشی امپراتوری تا سال ۲۰۰۵ خدمت کرد، زمانی که بازنشسته شد و آخرین GR1 در خدمت در سراسر جهان بود.
  • تورنادو GR4: وزارت دفاع بریتانیا مطالعاتی را برای ارتقای میانه عمر GR1 در سال ۱۹۸۴ آغاز کرد. ارتقا به استاندارد GR4 که در سال ۱۹۹۴ تأیید شد، قابلیت را در نقش ارتفاع متوسط بر اساس درس‌های آموخته شده از عملکرد GR1 در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ بهبود می‌بخشد. بریتیش ایروسپیس (بعدها BAE Systems) ۱۴۲ فروند تورنادو GR1 را به استاندارد GR4 ارتقا داد که از سال ۱۹۹۶ شروع شد و در سال ۲۰۰۳ به پایان رسید. ۵۹ فروند هواگرد نیروی هوایی سلطنتی بعداً بسته اویونیک CUSP را دریافت کردند که بمب Paveway IV را یکپارچه‌سازی کرد و یک ماژول ارتباطات امن جدید از Cassidian در مرحله A نصب کرد و به دنبال آن گذرگاه داده Tactical Information Exchange از جنرال داینامیکس در مرحله B نصب شد.
  • تورنادو GR1A/GR4A GR1A: نوع شناسایی است که توسط نیروی هوایی سلطنتی و عربستان سعودی اداره می‌شود و مجهز به سیستم شناسایی فروسرخ تورنادو (TIRRS) است که جایگزین توپ‌ها می‌شود. نیروی هوایی سلطنتی ۳۰ فروند GR1A سفارش داد که ۱۴ فروند بازسازی GR1 و ۱۶ فروند هواگرد جدید بودند. هنگامی که تورنادوهای GR1 به GR4 ارتقا یافتند، هواگردهای GR1A به استاندارد GR4A ارتقا یافتند. تغییر از عملیات در ارتفاع پایین به عملیات در ارتفاع متوسط/بالا به این معنی است که TIRRS داخلی دیگر استفاده نمی‌شود. از آنجایی که سنسورهای داخلی GR4A دیگر ضروری نیستند، بال شناسایی تاکتیکی نیروی هوایی سلطنتی هر دو هواگرد GR4A و GR4 را اداره می‌کرد.
  • پاناویا تورنادو ECR:
    • ECR که توسط آلمان و ایتالیا اداره می‌شود، یک نوع تورنادو است که به مأموریت‌های سرکوب دفاع هوایی دشمن اختصاص دارد. اولین بار در ۲۱ مه ۱۹۹۰ تحویل داده شد. ECR دارای سنسورهایی برای تشخیص استفاده از رادار است و مجهز به موشک‌های ضدتشعشع AGM-88 HARM است. ۳۵ فروند ECR لوفت‌وافه جدید تحویل داده شد، در حالی که ایتالیا ۱۶ فروند IDS تبدیل شده دریافت کرد. تورنادوهای ECR ایتالیایی با هواگردهای لوفت‌وافه تفاوت دارند زیرا فاقد قابلیت شناسایی داخلی هستند و از غلاف‌های شناسایی RecceLite استفاده می‌کنند. فقط ECRهای لوفت‌وافه مجهز به موتور RB199 Mk.105 هستند که دارای رانش بالاتری است. ECRهای آلمانی توپ حمل نمی‌کنند. نیروی هوایی سلطنتی از نسخه IDS در نقش SEAD به جای ECR استفاده کرد و همچنین چندین تورنادو F.3 خود را برای انجام این مأموریت اصلاح کرد.
  • پاناویا تورنادو ADV:
    • تورنادو ADV یک نوع رهگیر از تورنادو بود که برای نیروی هوایی سلطنتی (با نام تورنادو F2 یا F3) و همچنین عربستان سعودی و ایتالیا توسعه یافت. ADV از نظر چابکی نسبت به جنگنده‌هایی مانند مک‌دانل داگلاس F-15 ایگل پایین‌تر بود، اما به عنوان یک جنگنده سگ‌ها در نظر گرفته نشده بود، بلکه به عنوان یک رهگیر با استقامت طولانی برای مقابله با تهدید بمب‌افکن‌های جنگ سرد در نظر گرفته شده بود. اگرچه ADV ۸۰٪ اشتراک قطعات با تورنادو IDS داشت، ADV دارای شتاب بیشتر، موتورهای بهبودیافته RB199 Mk.104، بدنه کشیده، ظرفیت سوخت بیشتر، رادار AI.24 Foxhunter و تغییرات نرم‌افزاری بود. برای جا دادن یک پروب سوخت‌گیری جمع‌شونده، تنها یک توپ داشت.

پیوند به بیرون و منابع

en WikiPedia

pimaair.org