🔗 پروفایل رسمی: mydot.one/profile/Ultra
سپکت جگوار؛ جنگنده تهاجمی مافوق صوت

سپکت جگوار (SEPECAT Jaguar) یک جنگنده تهاجمی مافوق صوت دوموتوره بریتانیایی-فرانسوی است که در اصل توسط نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (RAF
) و نیروی هوایی فرانسه (French Air and Space Force
) در نقش پشتیبانی نزدیک هوایی و حمل کننده سلاح های هسته ای تاکتیکی به کار گرفته شد. این هواگرد که حاصل یکی از اولین برنامه های بزرگ مشترک نظامی بریتانیا و فرانسه محسوب می شود، تا ۱۹۸۱ تولید شد و مجموعاً ۵۷۳ فروند از آن ساخته گردید. نخستین پرواز این جنگنده در ۸ سپتامبر ۱۹۶۸ انجام شد و از سال ۱۹۷۳ وارد خدمت عملیاتی گردید. سپکت جگوار در نیروی هوایی فرانسه تا ۱ ژوئیه ۲۰۰۵، در نیروی هوایی بریتانیا تا پایان آوریل ۲۰۰۷ و در نیروی هوایی سلطنتی عمان تا سال ۲۰۱۴ خدمت کرد. در حال حاضر و تا سال ۲۰۲۶، این جنگنده تنها در نیروی هوایی هند در حال خدمت است.
توسعه و طراحی
پیش زمینه
برنامه سپکت سپکت جگوار در اوایل دهه ۱۹۶۰ و در پاسخ به دو نیازمندی مجزا آغاز شد: نیاز بریتانیا (موسوم به Air Staff Target 362) به یک هواگرد آموزشی پیشرفته مافوقصوت برای جایگزینی فولند گنات T1 و هاوکر هانتر T7، و نیاز فرانسه (ECAT–École de Combat et d'Appui Tactique) به یک هواگرد آموزشی دومنظوره و هواگرد تهاجمی سبک زیرصوت برای جایگزینی فوگا ماژیستر، لاکهید T-33 و داسو میستری IV. در هر دو کشور، چندین شرکت طرحهای خود را ارائه دادند: در بریتانیا، بریتیش ایرکرفت کورپوریشن (BAC)، فولند، هاوکر سیدلی و هانتینگ؛ و در فرانسه، برگه، داسو، نورد، پوتز و سود. در مه ۱۹۶۵، یک تفاهمنامه بین دو کشور برای توسعه دو هواگرد امضا شد: یک هواگرد آموزشی مبتنی بر ECAT، و هواگرد بزرگتر AFVG (هندسه متغیر فرانسه-بریتانیا). مذاکرات میان دو کشور در نهایت به تشکیل شرکت سپکت (SEPECAT) در سال ۱۹۶۶ به عنوان یک سرمایهگذاری مشترک بین BAC و برگه برای تولید بدنه هواگرد انجامید. اگرچه این طرح تا حدی بر اساس برگه Br.121 فرانسوی و با استفاده از همان پیکربندی پایه و سیستم ارابه فرود طراحی شده بود، سپکت جگوار با ترکیب عناصر طراحی عمدهای از BAC، به ویژه بال و ادوات افزایش دهنده نیروی برآ، ساخته شد.
تولید قطعات بین BAC و برگه تقسیم شد و خود هواگردها بر روی دو خط تولید مونتاژ میشدند؛ یکی در بریتانیا و دیگری در فرانسه. برای جلوگیری از هرگونه تکرار کار، هر قطعه هواگرد فقط یک منبع داشت. نسخههای بریتانیایی تهاجمی سبک/پشتیبانی تاکتیکی نیازمندترین طراحی بودند و به عملکرد مافوقصوت، اویونیک برتر و سیستمهای هدایت/ناوبری دقیقتر از جمله نمایشگر نقشه متحرک، بردیاب لیزری و جستجوگر هدف مشخص (LRMTS) نیاز داشتند. در نتیجه، طراحی اولیه برگه ۱۲۱ به یک بال نازکتر، بدنه بازطراحی شده، کابین خلبان عقبتر و موتورهای با پسسوز نیاز پیدا کرد. این طراحی بریتانیایی به قدری از برگه ۱۲۱ زیرصوت فرانسوی فاصله گرفت که عملاً یک طراحی جدید محسوب میشد. یک مشارکت جداگانه نیز بین رولز-رویس و توربومکا برای توسعه موتور توربوفن Adour با پسسوز تشکیل شد. برگه ۱۲۱ در اصل با موتور تورمالت توربومکا برای ECAT پیشنهاد شده بود اما برگه موتور RB.172 رولز-رویس را ترجیح میداد و سرمایهگذاری مشترک آنها از عناصر هر دو موتور استفاده میکرد. موتور جدید که برای AFVG نیز استفاده می شد، قرار بود در داربی (شهر داربی) در بریتانیا و تارنوس (شهری در جنوب غربی فرانسه که کارخانه توربومکا در آن قرار داشت) در فرانسه ساخته شود.
طرخ اولیه این بود که بریتانیا ۱۵۰ فروند سپکت جگوار آموزشی B بخرد و نیازمندیهای تهاجمی خود را با هواگرد پیشرفته AFVG تامین کند. فرانسه نیز برنامه داشت ۷۵ فروند آموزشی E و ۷۵ فروند تکنشین تهاجمی A سفارش دهد. با لغو برنامههای BAC TSR-2 (هواگرد تهاجمی تاکتیکی) و هاوکر سیدلی P.1154 (جنگنده مافوقصوت V/STOL)، نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا به دنبال نیازمندیهای آینده خود در زمینه تهاجمی سبک بود و به چیزی بیش از هواگردهای آموزشی پیشرفته با قابلیت ثانویه ضدشورش نیاز داشت. در این مرحله، ناوگان تهاجمی پیشنهادی RAF قرار بود شامل اف-۱۱۱ آمریکایی به علاوه AFVG برای اهداف تهاجمی سبکتر باشد. نگرانیهایی وجود داشت که هر دو پروژه F-111 و AFVG پرریسک باشند و از آنجایی که فرانسه در حال برنامهریزی برای نقش تهاجمی برای سپکت جگوار بود، فرصتی برای ارائه یک طرح پشتیبان قابل اعتماد برای نیازمندیهای تهاجمی آینده RAF فراهم شد. داسو هواگرد Mirage G خود را بر AFVG مشترک ترجیح میداد و در ژوئن ۱۹۶۷، فرانسه AFVG را به دلایل هزینه لغو کرد. این امر شکافی در قابلیتهای تهاجمی برنامهریزی شده RAF در دهه ۱۹۷۰ ایجاد کرد. همزمان با لغو AFVG توسط فرانسه، آلمان نیز علاقه جدی به سپکت جگوار نشان داد و به همین دلیل طراحی بیشتر به سمت نقش تهاجمی در ارتفاع پایین گرایش پیدا کرد. تا اکتبر ۱۹۷۰، نیازمندیهای RAF به ۱۶۵ فروند تک سر نشین تهاجمی و ۳۵ فروند آموزشی تغییر یافت.
سپکت جگوار قرار بود مک دانل داگلاس فانتوم FGR2 را در نقشهای پشتیبانی نزدیک هوایی، شناسایی تاکتیکی و تهاجمی تاکتیکی جایگزین کند و فانتوم را برای استفاده در دفاع هوایی آزاد سازد. هر دو نیازمندی آموزشی فرانسه و بریتانیا به طور قابل توجهی تغییر کرده بود و در نهایت به ترتیب توسط آلفا جت و هاوکر سیدلی هاوک برآورده شدند. فرانسویها نیز سپکت جگوار را برای جایگزینی داسو اتاندارد IV نیروی هوایی دریایی انتخاب کرده و سفارش خود را افزایش دادند تا شامل ۴۰ فروند اولیه از نسخه دریایی سپکت جگوار با قابلیت عملیات از ناو، یعنی سپکت جگوار M، شود. از این اهداف ظاهراً متفاوت، یک هواگرد منحصر به فرد و کاملاً متفاوت با آنچه قبلاً تصور میشد پدید آمد؛ با فناوری نسبتاً بالا، سرعت مافوقصوت، و بهینهسازی شده برای حمله زمینی در محیطهای با تهدید بالا. در حالی که تلاشهای قبلی همکاری بین بریتانیا و فرانسه پیچیده بوده بود (برنامه AFVG با لغو مواجه شد و جنجالهایی پیرامون توسعه هواگرد مافوقصوت مسافربری کنکورد وجود داشت)، همکاری فنی بین BAC و برگه در ابتدا خوب پیش رفت. با این حال، زمانی که داسو در سال ۱۹۷۱ برگه را خریداری کرد، پذیرش طرحهای خود مانند سوپر اتاندارد و میراژ F1 را که سود بیشتری برای آن داشت، بر سپکت جگوار بریتانیایی-فرانسوی تشویق کرد.
نمونه های اولیه
نخستین پرواز هشت نمونه اولیه در ۸ سپتامبر ۱۹۶۸ انجام شد؛ یک طرح دونفره که به اولین تولیدی موتور Adour مجهز بود. این هواگرد در سومین پرواز خود به سرعت مافوقصوت دست یافت اما در ۲۶ مارس ۱۹۷۰ به دنبال آتشسوزی موتور در هنگام فرود از دست رفت. نمونه اولیه دوم در فوریه ۱۹۶۹ به پرواز درآمد و مجموعا سه نمونه اولیه در نمایشگاه هوایی پاریس در همان سال به نمایش درآمدند.اولین نمونه فرانسوی A در مارس ۱۹۶۹ و یک نمونه بریتانیایی S اولین پرواز خود را در اکتبر انجام داد.
یک نمونه اولیه سپکت جگوار M در نوامبر ۱۹۶۹ به پرواز درآمد. این نمونه دارای بدنه مقاومسازی شده، قلاب مهار و ارابه فرود متفاوت (دوطرفه جلو و چرخ اصلی تکی) بود. پس از آزمایش در فرانسه، برای آزمایشات فرود از منجنیق زمینی به RAE در تورلی فرستاده شد و پس از آن در ژوئیه ۱۹۷۰، مجموعهای از آزمایشات دریایی بر روی ناو هواپیمابر فرانسوی کلمانسو انجام داد. در طول آزمایشات، نگرانیهایی در مورد پاسخگویی دریچه گاز هواگرد در صورت لغو فرود مطرح شد. آزمایشات دریایی همچنین مشکلاتی را در کنترل هواگرد هنگام پرواز با یک موتور نشان داد، اگرچه بهبودهای برنامهریزی شده موتور قرار بود این مشکلات را برطرف کند. سپکت جگوار M به عنوان جایگزینی مناسب برای اتاندارد IV در نظر گرفته شد و نیروی هوایی دریایی فرانسه برنامه داشت به جای ۱۰۰ فروند اولیه، تنها ۶۰ فروند خریداری کند. در سال ۱۹۷۱، داسو سوپر اتاندارد را پیشنهاد داد و ادعا کرد که توسعهای سادهتر و ارزانتر از اتاندارد IV موجود است و در سال ۱۹۷۳، نیروی دریایی فرانسه آن را به جای سپکت جگوار سفارش داد. با این حال، هزینههای رو به افزایش باعث شد تنها ۷۱ فروند از ۱۰۰ فروند برنامهریزی شده سوپر اتاندارد خریداری شود. سپکت جگوار M در سال ۱۹۷۳ توسط دولت فرانسه لغو شد.
طراحی
سپکت جگوار دارای طراحی تک باله با بال های عقب گرو دو موتور است از ارابه فرود سه چرخ بلند برخوردار است. در پیکربندی اصلی خود، حداکثر وزن برخاست آن در حدود های ۱۵ تن بود. با شعاع عملیاتی ۸۵۰ کیلومتر، سپکت جگوار برد عملیاتی بیشتری نسبت به هواگردهای همدوره مانند میگ-۲۷ داشت.
موتور
سپکت جگوار توسط موتور توربوفن دومحور رولز-رویس توربومکا Adour نیرو می گیرد که به موازات و عمدتا برای سپکت جگوار توسعه یافت. هواگرد به موتوری با پای پس کم نیاز داشت که قادر به تولید رانش بالا برای برخاست، پرواز مافوق صوت و پرواز در ارتفاع پایین باشد. هرهواگرد دارای دو موتور بود که برای افزایش بقا پذییری در محل زمین کوبی طراحی شده بودند. در حالی که سهولت نگهداری یکی از ملاحظات اصلی بود، تعویض موتور در عرض سی دقیقه امکان پذیر بود.
هنگامی که اولین نمونه اولیه سپکت جگوار در ۸ سپتامبر ۱۹۶۸ به پرواز درآمد، این اولین پرواز برای موتور نیز بود. در مراحل اولیه توسعه، موتور Adour با مشکلاتی در پایداری سیستم پس سوز مواجه بود و آزمایشات دریایی زمان پاسگویی کند درچه گاز را نشان داد که در شرایط لغو فرود مشکل ساز بود. بهبود های بعدی این موتور این مشکلات را قبل از ورود سپکت جگوار به خدمت برطرف کرد. در خدمت فرانسه، سپکت جگوار ها با موتور اصلی Mk.101 معرفی شدند. سپکت جگوار های RAF(نیروی هوایی سلطنتی) با موتور Mk.102 وارد خدمت شدند که کنترل بهتری بر دریچه گاز پس سوز نسبت به Mk.101 داشت. RAF بعدا سپکت جگوار های خود را در حدود سال با موتور بهبودیافته Adour Mk.104 و دوباره در سال ۱۹۹۹ با Mk.106 موتورسازی مجدد کرد که هرکدام عملکرد بیشتری ارائه می دادند.
مدل های بدون پس سوز Adour بعدا توسعه یافت که در هاوک استفاده شد و هاوک توانست بر سپکت جگوار در برآورده کردن نیازمندی آموزشی Air Staff Target 362 پیروز شود. موتورهای Adour همچنین در مک دانل داگلاس T-45 گوشاک، میتسوبیشی T-2 و مشتق شده از آن، میتسوبیشی F-1 استفاده شدند.

آیونیک
سپکت جگوار مجهز به سیستم ناوبری و حمله بود. در حالی نسخه های اولیه دارای سیستم ژیروسکوپی و رادار داپلر مشتق شده از میراژ IIIE بودند، GR1 ها دارای سیستم دیجیتال جدید با سیستم ناوبری اینرسی و نمایشگر سربالا (HUD) و سیستم بردیابی لیزری و هدف یابی نشانه دار (LRMTS) بودند. اگرچه در صحنه های عملیاتی مانند جنگ خلیج فارس، سپکت جگوار از نظر مکانیکی قابل اعتمادتر ثابت شد، اما ایونیک هواگرد قدیمی بود و مانعی برای انجام ماموریت ها محسوب می شد. به دلیل کاستی های سپکت جگوار A در ناوبری و هدف یابی، سپکت جگوار های فرانسوی باید توسط هواگرد های شناسایی میراژ F1CR به عنوان راهنما اسکورت می شدند. از این رو، تغییرات قابل توجهی در طول وبلافاصله پس از جنگ انجام شد. هم جگوار های فرانسوی وهم بریتانیایی گیرنده های سیستم موقعیت یابی جهانی (GPS) که به تازگی توسعه یافته بودند را نصب کردند که دقیق تر از سیستم های ناوبری قبلی آنها بود. پیش از عملیات Deliberate Force (کارزار بمباران ناتو در بوسنی و هرزگوین در سال ۱۹۹۵)، دوازده فروند جگوار RAF (نیروی هوایی سلظنتی) با قابلیت حمل غلاف نشانه گذاری لیزری TIALD ارتقا یافتند.
اندکی بعد، RAF ناوگان جگوار خود را به یک استاندارد مشترک ارتقا داد که شامل TIALD و قابلیت استفاده از غلافهای شناسایی جدید بود. ارتقا موقت GR3 یک نمایشگر سربالا جدید، یک کنترلکننده دستی جدید و بالای چوبک، GPS یکپارچه و ناوبری ارجاعی به زمین TERPROM را اضافه کرد. گونه ارتقا یافته GR3A غلاف شناسایی دیجیتال جدید EO GP1، نمایشگر سربالا، نمایشگرهای بهبودیافته کابین، یک پیوند داده و سازگاری بهبودیافته با عینک دید در شب را معرفی کرد. برخی از هواگردهای نیروی هوایی هند (IAF) دارای سیستم رادار Agave بودند که عمدتاً برای تهاجم دریایی در نظر گرفته شده بود. هند بعداً مجموعه اویونیک DARIN (Display Attack and Ranging Inertial Navigation) رابرای ناوگان جگوار خود با رادر چند حالته و گذرگاه داده مدرن توسعه داد. یک فروند جگوار به جگوار کنترل فناوری فعال با کنترل پرواز سیم بندی شده و تغییرات آیرودینامیکی در بدن تبدیل شد که امکان ناپایداری آیرودینامیکی را فراهم می کرد و مانورپذیری را بهبود می بخشید؛ داده های آن بعد در توسعه یوروفایتر تایفون استفاده شد.
تسلیحات
این هواگرد دارای نقاط اتصال خارجی برای حمل محموله تسلیحاتی خارجی تا وزن ۴۵۰۰ کیلوگرم بود. تسلیحات معمولی شامل راکت انداز Matra LR.F2، بمبهای BAP 100، موشکهای ضدرادار Martel AS.37، موشکهای هوابههوا AIM-9 سایدوایندر و بمبهای خوشهای Rockeye بود. در طول جنگ خلیج فارس، جگوار های RAF به چندین سلاح جدید از جمله راکت های پرسرعت CRV7 و بمب های خوشه ای CBU-87 آمریکایی مجهز شدند. این هواگرد همچنین به دو قبضه توپ خودکار ۳۰ میلیمتری - توپ DEFA فرانسوی یا توپ ADEN بریتانیایی - مجهز بود. موشکهایی مانند AS-30 و موشک ضدکشتی Sea Eagle (که بعداً با AGM-84 هارپون جایگزین شد) به نسخه های تهاجم دریایی هواگرد اضافه شدند.
جگوار دارای گزینه غیر معمول پایلون روی بال ها برای موشک های هوابه هوای کوتاه برد مانند Matra R550 Magic یا سایدوایندر بود. این گزینه نقاط اتصال زیر بال را برای سلاح و محموله های دیگر آزاد می کرد. در حالی که جگوار های نیروی هوایی سلطنتی در آماده سازی در سال ۱۹۹۰ پایلونهای روی بال را دریافت کردند، جگوار های فرانسوی اصلاح نشدند.
| مشخصه | مقدار |
|---|---|
| خدمه | مدل A و S احتمالا تک سرنشین؛ مدل B و E دو خدمه. |
| طول | ۱۶.۸۳ متر (۵۵ فوت ۳ اینچ) |
| طول بال | ۸.۶۹ متر (۲۸ فوت ۶ اینچ) |
| ارتفاع | ۴.۸۹ متر (۱۶ فوت ۱ اینچ) |
| مساحت بال | ۲۴.۱۸ متر مربع (۲۶۰.۳ فوت مربع) |
| نسبت منظری | ۳.۱۲ |
| وزن خالی | ۷,۰۰۰ کیلوگرم (۱۵,۴۳۲ پوند) معمولی (متغیر بر اساس گونه و نقش) |
| وزن ناخالص | ۱۰,۹۵۴ کیلوگرم (۲۴,۱۴۹ پوند) با سوخت کامل داخلی و ۱۲۰ گلوله |
| حداکثر وزن برخاست | ۱۵,۷۰۰ کیلوگرم (۳۴,۶۱۳ پوند) با محموله خارجی |
| ظرفیت سوخت | ۴,۲۰۰ لیتر داخلی، با قابلیت سه مخزن سوخت خارجی ۱,۲۰۰ لیتری |
| موتور | دو موتور رولز-رویس توربومکا Adour Mk.102 توربوفن با پسسوز، هر کدام ۲۲.۷۵ کیلونیوتن رانش خشک و ۳۲.۵ کیلونیوتن با پسسوز |
| حداکثر سرعت | ۱,۳۵۰ کیلومتر بر ساعت (ماخ ۱.۱) در سطح دریا؛ ۱,۶۹۹ کیلومتر بر ساعت (ماخ ۱.۶) در ۱۱,۰۰۰ متر |
مدل ها و گونه ها
- A: نسخه تکنشین تهاجمی تاکتیکی تمامآبوهوا برای نیروی هوایی فرانسه؛ ۲ نمونه اولیه و ۱۶۰ فروند تولیدی.
- B و جگوار T.2: نسخه آموزشی دونفره برای نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا؛ ۱ نمونه اولیه و ۳۸ فروند تولیدی. قابلیت نقش ثانویه تهاجمی و حمله زمینی. مجهز به سوختگیری هوایی و یک توپ ADEN.
- T2A: ارتقا جگوار T2 مشابه GR1A؛ ۱۴ فروند تبدیل.
- T2B: دو فروند جگوار T2A با قابلیت TIALD.
- T4:جگوار T2A ارتقا یافته به استاندارد جگوار ۹۶.
- E: نسخه آموزشی دونفره برای نیروی هوایی فرانسه؛ ۲ نمونه اولیه و ۴۰ فروند تولیدی.
- S یا سپکت جگوار GR.1: نسخه تک سر نشین تهاجمی تاکتیکی تمامآبوهوا برای نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا؛ ۱۶۵ فروند ساخته شد. مجهز به سیستم NAVWASS برای حمله بدون استفاده از رادار و بردیاب لیزری فرانتی.
- GR1A:جگوار GR1 با ارتقا ناوبری (NAVWASS II)، قابلیت شراره/پراکننده، ECM و سایدوایندر؛ ۷۵ فروند تبدیل.
- GR1B: ده فروند GR1 اصلاح شده برای حمل غلافهای TIALD.
- GR3: ارتقا اویونیک جگوار ۹۶ به GR1A.
- GR3A: ارتقا اویونیک جگوار ۹۷ به GR1B/GR3.
- M: نمونه اولیه تهاجمی دریایی تکنشین برای نیروی دریایی فرانسه؛ یک فروند ساخته شد.
- سپکت جگوار فناوری کنترل فعال: یک فروند جگوار تبدیل به هواگرد تحقیقاتی.
- سپکت جگوار بین المللی: نسخههای صادراتی مبتنی بر جگوار S یا B.
- ES: نسخه صادراتی جگوار S برای نیروی هوایی اکوادور؛ ۱۰ فروند ساخته شد.
- EB: نسخه صادراتی جگوار B برای نیروی هوایی اکوادور؛ ۲ فروند ساخته شد.
- S(O): نسخه صادراتی جگوار S برای نیروی هوایی سلطنتی عمان؛ ۲۰ فروند ساخته شد.
- B(O): نسخه صادراتی جگوار B برای نیروی هوایی سلطنتی عمان؛ ۴ فروند ساخته شد.
- IS: نسخه تکنشین تهاجمی تاکتیکی تمامآبوهوا برای نیروی هوایی هند؛ ۳۵ فروند توسط BAe و ۸۹ فروند توسط HAL (شمشیر) ساخته شد.
- IB:
- IM: نسخه تکنشین تهاجم دریایی برای نیروی هوایی هند. مجهز به رادار Agave و قابلیت حمل موشک ضدکشتی Sea Eagle؛ ۱۲ فروند توسط HAL ساخته شد. بعدها با رادار Elta EL/M-2052 تحت برنامه ارتقا DARIN III تجهیز شد.
- SN: نسخه صادراتی جگوار S برای نیروی هوایی نیجریه؛ ۱۳ فروند ساخته شد.
- BN: نسخه صادراتی جگوار B برای نیروی هوایی نیجریه؛ ۵ فروند ساخته شد.
- SEPECAT Jaguar MAX: ارتقا توسعهیافته توسط HAL برای ناوگان جگوار نیروی هوایی هند شامل گونههای S، M و B. این مجموعه ارتقا در فوریه ۲۰۱۹ رونمایی شد و شامل اویونیک جدید، کابین بازطراحی شده و یکپارچهسازی تسلیحات مدرن است.
خدمت های عملیاتی
فرانسه
نیروی هوایی فرانسه جگوار هارا در سال ۱۹۷۳ تحویل گرفت؛ اولین فروند از ۱۶۰ فروند جگوار A تکنشین. برای آموزش تبدیل نوع، ۴۰ فروند جگوار E دونفره نیز دریافت کرد. اگرچه جگوار قادر به حمل بمب هستهای AN-52 بود، دولت فرانسه هیچ جگواری را برای استفاده در نیروی بازدارنده استراتژیک هستهای خود (Force de frappe) اختصاص نداد. در عوض، جگوارهای مسلح به سلاح هستهای به نقش پیشاستراتژیک اختصاص یافتند تا مسیر را برای نیروی ضربه استراتژیک هموار کنند. بمب هستهای AN-52 در سپتامبر ۱۹۹۱ از خدمت خارج شد و اسکادرانهای سابقاً هستهای Escadre de Chasse 7 سپس بر حمله متعارف متمرکز شدند. جگوارهای فرانسوی همچنین در نقش هواگردهای اقدامات متقابل الکترونیکی (ECM) با حمل موشک ضد رادار مارتل، قادر به ماندن در هوا برای مدت طولانی با سوخت گیری هوایی، عمل کردند.

استقرار های آفریقایی
در طول دهه ۱۹۷۰، جگوار در دفاع از منافع فرانسه در آفریقا، سیاستی که گاهی دیپلماسی جگوار نامیده میشد، مستقر شد. جگوارها اولین نبرد خود را در برابر نیروهای جبهه پولیساریو در موریتانی در دسامبر ۱۹۷۷ به عنوان بخشی از عملیation Lamantin انجام دادند. در اوت ۱۹۷۸، یک اسکادران واکنش سریع مسلح به سلاحهای متعارف ایجاد شد که برای پشتیبانی از نیروها و منافع فرانسه در هر نقطه از جهان در نظر گرفته شده بود. فرانسه در درگیری چاد و لیبی دخیل بود و ۲۰۰۰ نفر از نیروی مداخله فرانسه به همراه هواگردهای جگوار و بالگردها برای دفاع از مرکز چاد در سال ۱۹۷۸ مستقر شدند و نیروهای بیشتری بعداً به عنوان بخشی از عملیات Tacaud وارد شدند. در طول مه و ژوئن ۱۹۷۸، جگوارها به طور قابل توجهی در متوقف کردن حمله نیروهای FROLINAT گوکونی وددی مشارکت داشتند. یک فروند هواگرد سرنگون شد و خلبان بعدا بازیابی گردید.
در حمایت از اقدام نظامی بیشتر در منطقه، معروف به عملیات مانتا، جگوار ها در سال ۱۹۸۳ به بانگی، جمهوری آفریقای مرکزی مستقر شدند و سپس در داخل فرودگاه بینالمللی انجامنا در چاد مستقر شدند. در ۲۵ ژانویه ۱۹۸۴، جگوارهای فرانسوی به یک ستون شورشی که پس از حمله به شهر زیگه در حال عقبنشینی بود، حمله کردند و یک فروند هواگرد سرنگون شد و خلبان، کاپیتان میشل کروسی، کشته شد. نیروهای فرانسوی در سال ۱۹۸۴ به عنوان بخشی از توافق کاهش تنش، که بر اساس آن هر دو نیروی لیبی و فرانسه میبایست از چاد خارج شوند، عقبنشینی کردند. با عقبنشینی لیبیها از توافق، جگوارها در سال ۱۹۸۶ به عنوان بخشی از عملیات اِپِرویه برای نقشی تهاجمیتر دوباره به چاد مستقر شدند. در ۱۶ فوریه ۱۹۸۶، ۱۱ فروند فروند جگوار با اسکورت جنگنده های میراژ F.1 و پشتیبانی تانکر های بوئینگ C-135F و هواگرد های برگه آتلانتیک، حمله ای به فرودگاه وادی دوم که لیبی ها در شمال چاد ساخته بودند، با استفاده از بمب های خوشه ای BAP-100 انجام دادند. در پاسخ به حملات لیبی، حمله دیگری در ۷ ژانویه ۱۹۸۷ انجام شد، زمانی که یک جگوار یک رادار لیبی را با موشک مارتل نابود کرد. جگوار های مستقر در انجامنا به دلیل کارایی خود در برابر نیرو های لیبی، هدف خرابکاری لیبی بودند، اما این تلاش ها ناموفق بود.
جنگ خلیج فارس
فرانسه دارایی های نظامی از جمله سپکت جگوار هارا به ائتلاف در طول جنگ خلیج فارس متعهد کرد. در اکتبر ۱۹۹۰، هشت فروند جگوار A و چندین هواگرد شناسایی میراژ F1CR به خاورمیانه فرستاده شدند. میراژها که اویونیک پیشرفتهتری داشتند، به عنوان راهنما برای جگوارها عمل میکردند. از آنجا که سیستمهای ناوبری منسوخ آنها قادر به ارائه دقت مورد نیاز نبودند، هر دو جگوار فرانسوی و بریتانیایی با گیرندههای GPS اصلاح شدند. نیروی جگوار فرانسه در عربستان سعودی به حداکثر ۲۸ فروند رسید و ۶۱۵ سورتی پرواز جنگی انجام داد که طی آن یک جگوار توسط موشک سطحبههوای عراقی آسیب دید. اهداف معمول شامل واحدهای زرهی عراق، سکوهای موشک اسکاد و کشتیهای دریایی بود. در ۱۷ ژانویه ۱۹۹۱، ۱۲ فروند جگوار فرانسوی پایگاه هوایی احمد الجابر در کویت را بمباران کردند. در حالی که سه فروند هواگرد در این حمله آسیب دیدند، همه به پایگاه بازگشتند. گارد جمهوری خواه عراق که در مرز کویت و عربستان مستقر شده بود، هفتهها تحت بمباران مستمر و شدید برای تضعیف روحیه آنها قرار گرفت و جگوارهای متفقین بخشی از هواگردهای عامل بودند. جگوارها همچنین شناسایی ارزشمندی از منطقه نبرد برای نیروهای ائتلاف انجام دادند. جگوارها در مارس ۱۹۹۱ در پایان عملیات طوفان صحرا از منطقه خارج شدند
عملیات های بعدی
در طول عملیات Deliberate Force در سال ۱۹۹۵، شش جگوار مستقر در ایتالیا ۶۳ مأموریت ضربتی در بوسنی انجام دادند. آخرین جگوارها در خدمت فرانسه در سال ۲۰۰۵ بازنشسته شدند و در نقش حمله زمینی با داسو رافال جایگزین شدند.
بریتانیا
نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا اولین فروند از ۱۶۵ فروند جگوار GR1 تکنشین (نام خدمت بریتانیا برای جگوار S) را با اسکادران شماره ۵۴ (F) در سال ۱۹۷۴ تحویل گرفت. این هواگردها با ۳۵ فروند آموزشی دونفره، جگوار T2 (قبلاً جگوار B) تکمیل شدند. جگوار S و B دارای سیستم ناوبری/حمله جامعتری نسبت به مدلهای A و E مورد استفاده نیروی هوایی فرانسه بودند که شامل زیرسیستم ناوبری و هدفگیری فرانتی/مارکونی (NAVWASS) و سیستم کنترل سلاح ۱۰ حالته پلسی بود. جگوارهای RAF برای استقرار سریع و تقویت منطقهای و در نقش ضربه هستهای تاکتیکی با حمل بمبهای WE.177 استفاده میشدند.
از سال ۱۹۷۵ با اسکادران ۶ و به دنبال آن اسکادران ۵۴ مستقر در RAF کولتیشال و یک اسکادران سایه، واحد تبدیل عملیاتی ۲۲۶ (OCU) مستقر در RAF لاسیموث، اسکادرانهای جگوار مسلح به WE.177 برای SACEUR ناتو عملیاتی اعلام شدند. اسکادرانهای ۱۴ و ۱۷ مستقر در RAF بروگن در سال ۱۹۷۷ به دنبال آن آمدند. اسکادرانهای ۲۰ و ۳۱ نیز مستقر در RAF بروگن، نیروی جگوار RAF را به حداکثر قدرت خود یعنی شش اسکادران و OCU با دوازده هواگرد و هشت WE.177 رساندند. دو اسکادران دیگر، ۲ و ۴۱ مستقر در RAF لاربروخ و RAF کولتیشال، عمدتاً به شناسایی تاکتیکی مأمور بودند. از سال ۱۹۷۵، نقش زمان جنگ OCU به عنوان یک اسکادران عملیاتی در خط مقدم منصوب به SACEUR با ۱۲ هواگرد جگوار، هشت بمب هستهای WE.177 و انواع سلاحهای متعارف بود.
در آوریل ۱۹۷۵، از یک جگوار برای آزمایش ظرفیت باند فرود ناهموار هواگرد استفاده شد، با فرود و برخاست چندین بار از بزرگراه M55، و آخرین پرواز آزمایشی با محموله کامل تسلیحات انجام شد. با این حال، این قابلیت هرگز در خدمت استفاده نشد اما به عنوان باندهای فرود بداهه که ممکن است در یک درگیری بزرگ اروپایی تنها باندهای موجود باشند، مفید تلقی میشد. در صورت جنگ در اروپا، نقش جگوار پشتیبانی از نیروهای زمینی در قاره در مقاومت در برابر حمله شوروی به اروپای غربی بود و در صورت تشدید درگیری، اهدافی فراتر از لبه جلوی میدان نبرد را مورد حمله قرار میداد. عدم تطابق ظاهری بین تعداد هواگردها و بمبهای هستهای نتیجه این بود که برنامهریزان RAF نتیجه گرفتند که در یک مرحله متعارف اولیه، یک سوم جگوارها تلف خواهند شد و بازماندگان از نظر عددی به اندازه کافی قوی خواهند بود تا انبار تخصیص یافته ۵۶ بمب هستهای را تحویل دهند.
از دسامبر ۱۹۸۳، ۷۵ فروند جگوار GR1 و ۱۴ فروند T2 به استانداردهای GR1A و T2A با سیستمهای ناوبری و حمله بهروز FIN1064 جایگزین NAVWASS اصلی ارتقا یافتند. تقریباً در همان زمان، بیشتر آنها با موتورهای Adour 104 موتورسازی مجدد شدند و به قابلیت حمل موشکهای هوابههوا سایدوایندر یا غلافهای اقدامات متقابل الکترونیکی AN-ALQ-101(V)-10 زیر بال مجهز شدند. نیروی جگوار RAF در اواخر سال ۱۹۸۴ تغییر کرد، زمانی که اسکادرانهای ۱۷، ۲۰ و ۳۱ جگوارهای خود را با تورنادو GR1 مبادله کردند، اگرچه انتصاب آنها به SACEUR و نقش زمان جنگ آنها بدون تغییر باقی ماند. دو واحد دیگر RAF آلمان، اسکادرانهای ۱۴ و ۲، به ترتیب در سالهای ۱۹۸۵ و ۱۹۸۹ از این الگو پیروی کردند که جگوارهای عملیاتی را در اسکادرانهای ۶، ۴۱ و ۵۴ در RAF (نیروی هوایی سلطنتی) کولتیشال متمرکز کرد.
جنگ خلیج فارس با بریتانیا
پس از حمله عراق به کویت، در ۹ اوت ۱۹۹۰، دولت بریتانیا ۱۲ فروند جگوار GR1A و ۱۲ فروند تورنادو F3 را به خاورمیانه در عملیات گرانبی اختصاص داد و این هواگردها از پایگاههایی در بحرین و عمان عملیات میکردند. جگوارهای RAF با سیستمهای ناوبری بهروز اصلاح شدند و چندین سلاح جدید دریافت کردند. جگوارها با راکتهای CRV7 و بمبهای خوشهای CBU-87 آمریکایی عملیات میکردند زیرا بمبهای BL755 موجود RAF برای پرتاب در ارتفاع پایین طراحی شده بودند و بنابراین برای عملیات در ارتفاع بالاتر که در خلیج فارس رایج بود، نامناسب بودند. گروه ۱۲ فروندی جگوار RAF ۶۱۲ سورتی پرواز جنگی انجام دادند و هیچ هواگردی از دست نرفت. XZ364 سادمن ۴۷ مأموریت پرواز کرد که بالاترین تعداد مأموریت در بین هر هواگرد RAF در طول جنگ بود. در ۲۶ ژانویه، جگوارها و تورنادوهای RAF به چندین سکوی موشک سیلکورم در کویت حمله کردند تا این تصور را ایجاد کنند که یک حمله آبیخاکی قریبالوقوع برای آزادسازی کشور در حال انجام است. در ۳۰ ژانویه، دو جگوار RAF یک کشتی فرود کلاس پولنوچنی را با راکت و توپ نابود کردند. جگوارها در مارس ۱۹۹۱ در پایان جنگ از خدمت بازگشتند.
ارتقا های بعدی
در سال ۱۹۹۴، به منظور برآورده کردن نیاز فوری به افزایش تعداد هواگردهای قادر به هدفیابی برای بمبهای هدایتشونده لیزری، ۱۰ فروند GR1A و دو فروند T2A با قابلیت حمل غلاف هدفیابی لیزری TIALD ارتقا یافتند و به ترتیب به GR1B و T2B تغییر نام دادند. جگوار GR1B مجهز به TIALD بعداً در ماه اوت به ایتالیا مستقر شدند تا در عملیات Deliberate Force علیه نیروهای صرب بوسنی شرکت کنند و برای هدفیابی برای هاریرهای RAF استفاده شوند. در طول عملیات بوسنی، یک جگوار از اسکادران ۴۱ اولین حمله بمباران RAF در اروپا از زمان پایان جنگ جهانی دوم یعنی پنجاه سال قبل را انجام داد.
پس از موفقیت ارتقا GR1B/T2B، RAF برنامهای برای ارتقا ناوگان جگوار خود به یک استاندارد مشترک راهاندازی کرد که شامل بهبودهای معرفی شده به برخی هواگردها در طول جنگ خلیج فارس، به همراه اضافه کردن قابلیت استفاده از TIALD و غلافهای شناسایی جدید بود. این ارتقا در دو بخش انجام شد؛ ارتقا موقت GR3 (جگوار ۹۶) که در دو استاندارد برای شناسایی و TIALD تحویل داده شد، و ارتقا بیشتر GR3A (جگوار ۹۷). همه GR3Aها متعاقباً با موتور توربوفن جدید Adour 106 موتورسازی مجدد شدند. جگوار ۹۷های RAF قرار بود برای حمل ASRAAM بر روی پرتابگرهای روی بال سیمکشی شوند، اما پاکسازی این سلاح هرگز به دلیل کاهش بودجه تکمیل نشد.
جگوارها در تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق خدمت نکردند؛ برنامهریزی شده بود که از پایگاههایی در ترکیه، در شمال عراق عملیات کنند، اما ترکیه از دسترسی به پایگاههای هوایی خود خودداری کرد و حمله شمالی لغو شد. درخواستهای وزارت خزانهداری بریتانیا برای کاهش بودجه دفاعی باعث شد وزیر دفاع جف هون در ۲۱ ژوئیه ۲۰۰۴ برنامههایی را برای خروج جگوار تا سال ۲۰۰۷ ارائه دهد. تاریخ مورد انتظار خروج از خدمت در اکتبر ۲۰۰۷ با تنها پنج روز اعلام به ۳۰ آوریل ۲۰۰۷ جلوتر آورده شد. در ۲۰ دسامبر ۲۰۰۷، یک جگوار که توسط کینتیک عملیات میکرد، آخرین پرواز نظامی بریتانیایی جگوار را انجام داد. پس از بازنشستگی از خدمت پروازی، بسیاری از جگوارها به عنوان قابهای آموزشی زمینی به خدمت ادامه دادند، به ویژه در RAF (نیروی هوایی سلطنتی) کازفورد، که در آموزش مکانیکهای RAF (نیروی هوایی سلطنتی) استفاده میشد.
هند

هند از سال ۱۹۶۸ به عنوان یک مشتری احتمالی جگوار مورد توجه قرار گرفته بود، اما تا حدی به این دلیل که مشخص نبود فرانسویها و بریتانیاییها خود هواگرد را میپذیرند یا نه، از خرید آن خودداری کرد. هند در حال حاضر جنگنده-بمبافکن بومی HF-24 ماروت خود را داشت و سعی در ارتقا آن کرد تا اینکه پروژه فروپاشید. در سال ۱۹۷۸، نیروی هوایی هند (IAF) به بزرگترین مشتری صادراتی تبدیل شد و سفارشی به ارزش ۱ میلیارد دلار برای هواگردهای جگوار ثبت کرد که پس از یک فرآیند ارزیابی طولانی، پیش از داسو میراژ F1 و ساب ویگن انتخاب شد. این سفارش شامل ۴۰ فروند هواگرد برای ساخت در وارتن و ۱۲۰ فروند برای تولید تحت لیسانس در هندوستان آیروناتیکس لیمیتد (HAL) بود. این هواگرد در هند شمشیر نام گرفت. به عنوان یک اقدام موقت، ۱۸ فروند سپکت جگوار RAF (نیروی هوایی سلطنتی
) به IAF (نیروی هوایی هند
) قرض داده شد و دو فروند اول قرضی در ۲۷ ژوئیه ۱۹۷۹ با فرماندهی هوایی غربی عملیاتی شدند. اولین هواگرد ساخته شده برای IAF در مارس ۱۹۸۱ تحویل داده شد و تحویل اولین دسته از ۳۵ فروند جگوار IS و پنج فروند جگوار IB تا سال ۱۹۸۱ تکمیل شد. اولین کیتهای مونتاژ هواگرد توسط HAL از بریتانیا در مه ۱۹۸۱ ارسال شد. هواگردهای قرضی در مراحل بین سالهای ۱۹۸۲ و ۱۹۸۴ بازگردانده شدند. در مراحل بعدی، ۸۰ فروند هواگرد دیگر (۵۸ جگوار IS، ۱۰ جگوار IB و ۱۲ جگوار IM) توسط HAL ساخته شد و تعداد کمی از قطعات از هند تأمین شد. جگوارهای اصلی ساخته شده توسط BAe از موتورهای Adour Mk 804 استفاده میکردند، در حالی که موتورهای Mk 811 در خط تولید HAL به کار گرفته شدند که رانش بیشتری به میزان ۸,۴۰۰ پوند نیرو داشتند. هواگردهای ساخته شده توسط BAe از مجموعه اویونیک NAVWASS استفاده میکردند، در حالی که جگوارهای ساخته شده توسط HAL به مجموعه اویونیک بومی DARIN مجهز بودند.
نبرد و بازدارندگی هسته ای (۱۹۸۷-۱۹۹۹)
جگوارهای IAF (نیروی هوایی هند) برای انجام مأموریتهای شناسایی در حمایت از نیروی حافظ صلح هند در سریلانکا بین سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۹۰ استفاده شدند. IAF در سال ۱۹۹۳ سفارشی برای ۱۵ فروند هواگرد IS اضافی ثبت کرد. با افزایش سن هواگردها، اویونیک فاقد قطعات مناسب برای مأموریتهای حمله زمینی مانند رادار دنبالکننده زمین، ناوبری GPS یا سیستمهای مدرن پرواز شبانه بود. در نتیجه، ارتقا ها در اواسط دهه ۱۹۹۰ در چندین مرحله انجام شد، از جمله نصب اویونیک جدید، رادارها، سیستمهای کنترل پرواز و غلافهای هدفیابی Litening. پس از توسعه سلاحهای هستهای توسط هند، جگوارها یکی از هواگردهای IAF هستند که قادر به انجام نقش حمله هستهای با شانس معقول موفقیت هستند. با این حال، ارتش هند تصمیم گرفت جگوار را به یک سکوی هستهای فعال تبدیل نکند زیرا فاقد فاصله از زمین برای استقرار بمبهای هستهای پرتابی هند بود.
جگوارهای IAF نقش فعالی در جنگ کارگل با پاکستان در سال ۱۹۹۹ ایفا کردند و بمبهای هدایتنشده و هدایتشونده لیزری پرتاب کردند و IAF نقش آن را به عنوان هواگرد تهاجمی نفوذ عمیق تعریف کرد.
ارتقا های بیشتر (از ۲۰۰۰ تا الان)
هند در سال ۱۹۹۹ سفارش ۱۷ فروند جگوار آموزشی (IB) اضافی از HAL و در سالهای ۲۰۰۱-۲۰۰۲ سفارش ۲۰ فروند هواگرد تهاجمی (IS) دیگر ثبت کرد. نسخه تهاجم دریایی جگوار (IM) به موشک Sea Eagle مجهز است که در ژوئن ۲۰۰۰ در INS هوسدورگ غیرفعال آزمایش شد. در دهه ۲۰۱۰، IAF فرآیند ارتقا جگوارهای موجود در ناوگان را برای افزایش عمر خدمتی آنها به مدت ۲۰ سال دیگر آغاز کرد. این ارتقاها شامل نصب مجموعه اویونیک DARIN III شامل یک رادار چندحالته جدید، اضافه کردن خلبان خودکار و سایر تغییرات بود. اصلاحات ساختاری نیز بر روی بدنه هواگرد برای تطبیق با وزن افزایش یافته و اجزای جدید انجام شد. در حالی که پیشنهاد شده بود هواگرد با موتورهای قدرتمندتر Honeywell F125IN تجهیز شود، این طرح به دلیل محدودیت های بودجه کنار گذاشته شد.
در سال ۲۰۱۸، هند ۳۱ فروند بدنه هوایی خریداری شده از فرانسه، ۲ فروند بدنه از بریتانیا و عمان را برای قطعات یدکی اوراق کرد. به عنوان بخشی از توافق انتقال فناوری با صنایع هوافضای اسرائیل، HAL ۵۴ رادار AESA EL/M-2052 برای هواگردهای جگوار IS تولید کرد که اولین آنها در سال ۲۰۲۱ آماده شد. در سال ۲۰۲۴، IAF برنامههایی را برای بازنشستگی قدیمیترین دسته از ۶۰ هواگرد از سال ۲۰۲۸ تا ۲۰۳۱ و جایگزینی آنها با هواگردهای نسل ۴.۵ مانند HAL تیجاس Mk1A اعلام کرد، در حالی که بقیه به پیکربندی DARIN III با رادار EL/M-2052 و موشکهای هوابههوا ASRAAM ارتقا خواهند یافت. تا سال ۲۰۲۴، ۶۰ هواگرد به استانداردهای DARIN III ارتقا یافته بودند.
در اوایل سال ۲۰۲۵، IAF سه فروند جگوار را در سوانح از دست داد. در ۷ مارس ۲۰۲۵، یک جگوار IS در منطقه پانچکول سقوط کرد و خلبان پس از دور کردن جت از مناطق مسکونی، با خیال راحت بیرون پرید. در ۲ آوریل ۲۰۲۵، یک جگوار IB در نزدیکی پایگاه هوایی جامنگر در حین یک سورتی پرواز آموزشی شبانه سقوط کرد و یکی از خلبانان کشته شد. در ۹ ژوئیه ۲۰۲۵، یک جگوار IB آموزشی دیگر در راتنگره در راجستان سقوط کرد و هر دو خلبان کشته شدند. در طول درگیری هند و پاکستان در سال ۲۰۲۵، جگوار های IAF برای حمله به پایگاه های نظامی در پاکستان با استفاده از موشک رمپیج استفاده شدند.
در دسامبر ۲۰۲۵، هند ۲۰ فروند جگوار بازنشسته از عمان خریداری کرد که برای قطعات یدکی در ناوگان جگوار موجود IAF اوراق خواهند شد. هند قبلاً در سالهای ۲۰۱۸-۲۰۱۹ به دنبال کمک فرانسه برای قطعات یدکی بود. در طول رژه روز جمهوری در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۶، IAF جگوارهای خود را مسلح به موشکهای آسترا بر روی پایلونهای روی بال به نمایش گذاشت. در آوریل ۲۰۲۶، وزارت دفاع هند از شرکتها برای یکپارچهسازی موشکهای ASRAAM به جای موشکهای R550 در خدمت بر روی ۷۴ فروند جگوار نیروی هوایی هند دعوت به همکاری کرد، با برنامهریزی این پروژه برای اجرا در شش پایگاه هوایی که اسکادرانها در آنها مستقر هستند و در تأسیسات HAL در بنگلور. در ژوئن ۲۰۲۶، IAF تصمیم به خرید ۹
کاربران
کاربران فعلی
هند:
- نیروی هوایی هند (Indian Air Force
):
- پایگاه هوایی امبالا، هاریانا
- اسکادران شماره ۵ تاسکرز با جگوار IS و IB از اوت ۱۹۸۱.
- اسکادران شماره ۱۴ بولز از سپتامبر ۱۹۸۰ با جگوار GR1 و T2 قرضی RAF و از مارس ۱۹۸۱ با جگوار IS و IB.
- پایگاه هوایی گوراکپور، اوتارپرادش
- اسکادران شماره ۱۶ کبراها با جگوار IS و IB از اکتبر ۱۹۸۶.
- اسکادران شماره ۲۷ پیکانهای شعله ور با جگوار IS و IB از ژوئن ۱۹۸۵.
- پایگاه هوایی جامنگر، گجرات
- اسکادران شماره ۲۲۴ سرداران جنگ با جگوارهای ساخته شده توسط هند از مارس ۲۰۰۸.
- اسکادران شماره ۶ اژدهایان با جگوار IM، IS، IB از ۱۹۸۷.
- پایگاه هوایی امبالا، هاریانا
- نیروی هوایی هند (Indian Air Force
کاربران سابق
اکوادور:
فرانسه:
- نیروی هوایی فرانسه تمام جنگنده های سپکت جگوار بازنشسته شدند. (French Air and Space Force
):
- Escadron de Chasse 3/3 Ardennes در نانسی (۱۹۷۷-۱۹۸۷)
- Escadron de Chasse 1/7 Provence در سن دیزیه. از مه ۱۹۷۳ با جگوار تجهیز شد و در سپتامبر ۱۹۷۴ عملیاتی اعلام شد. در ژوئیه ۲۰۰۵ بازنشسته شد، آخرین اسکادران فرانسوی که جگوار را عملیات میکرد.
- Escadron de Chasse 2/7 Argonne در سن دیزیه. OCU جگوار فرانسه. در اکتبر ۱۹۷۴ تشکیل شد و در ژوئن ۲۰۰۱ منحل شد.
- Escadron de Chasse 3/7 Languedoc در سن دیزیه. اولین جگوارها را در مارس ۱۹۷۴ دریافت کرد و در ژوئیه ۱۹۷۵ عملیاتی شد. در ژوئیه ۱۹۹۷ منحل شد.
- Escadron de Chasse 4/7 Limousin. در آوریل ۱۹۸۰ در سن دیزیه تشکیل شد اما به زودی به ایسترس منتقل شد. در ژوئیه ۱۹۸۹ منحل شد.
- Escadron de Chasse 1/11 Roussillon در تول. در مارس ۱۹۷۶ عملیاتی شد. در ژوئن ۱۹۹۴ منحل شد.
- Escadron de Chasse 2/11 Vosges در تول. در ژوئن ۱۹۷۷ عملیاتی شد. در ژوئیه ۱۹۹۶ منحل شد.
- Escadron de Chasse 3/11 Corse در تول. جگوارها را در فوریه ۱۹۷۵ دریافت کرد. در ژوئیه ۱۹۹۷ منحل شد.
- Escadron de Chasse 4/11 Jura در بوردو-مرینیاک. در اوت ۱۹۷۸ تشکیل شد و در ژوئن ۱۹۹۲ منحل شد.
- نیروی هوایی فرانسه تمام جنگنده های سپکت جگوار بازنشسته شدند. (French Air and Space Force
کاربران دیگر
- نیروی هوایی نیجریه (Nigerian Air Force emblem
):
- ۱۳ فروند جگوار SN و ۵ فروند جگوار BN در سال ۱۹۸۳ سفارش داد و از سال ۱۹۸۴ توسط یک اسکادران در ماکوردی عملیات شد. در سال ۱۹۹۱ به عنوان یک اقدام اقتصادی از خدمت خارج شدند. ۱۴ نمونه به عنوان خرید عمده توسط شرکت Inter Avia Group از طرف نیروی هوایی نیجریه ارائه شد.
- نیروی هوایی پادشاهی عمان (Royal Air Force of Oman
):
- ۱۰ فروند جگوار OS و دو فروند جگوار OB در سال ۱۹۷۴ خریداری کرد و سفارش مشابهی در سال ۱۹۸۰ به دنبال آن آمد که با یک جگوار T2 و GR1 سابق RAF به ترتیب در سالهای ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶ تکمیل شد. جگوارهای عمان در طول دهه ۱۹۹۰ به استانداردهای کامل GR3A ارتقا یافتند. آخرین چهار جگوار عملیاتی عمان در ۶ اوت ۲۰۱۴ بازنشسته شدند. جتهای از رده خارج شده به هند فرستاده شدند.
- اسکادران شماره ۸ RAFO در RAFO ثمریت
- اسکادران شماره ۲۰ RAFO در RAFO ثمریت
- ۱۰ فروند جگوار OS و دو فروند جگوار OB در سال ۱۹۷۴ خریداری کرد و سفارش مشابهی در سال ۱۹۸۰ به دنبال آن آمد که با یک جگوار T2 و GR1 سابق RAF به ترتیب در سالهای ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶ تکمیل شد. جگوارهای عمان در طول دهه ۱۹۹۰ به استانداردهای کامل GR3A ارتقا یافتند. آخرین چهار جگوار عملیاتی عمان در ۶ اوت ۲۰۱۴ بازنشسته شدند. جتهای از رده خارج شده به هند فرستاده شدند.

- نیروی هوایی سلطنتی (RAF
):
- اسکادران شماره ۲: جگوار GR.1/s جایگزین فانتومهای اسکادران ۲ در RAF لاربروخ، آلمان در سال ۱۹۷۶ با نقش اصلی شناسایی تاکتیکی شد. در سال ۱۹۸۸ با تورنادو GR1A تجهیز مجدد شد.
- اسکادران شماره ۶: جگوار GR.1A/GR.3/GR.3A در اکتبر ۱۹۷۴ در RAF لاسیموث تشکیل شد و در نوامبر ۱۹۷۴ به RAF کولتیشال منتقل شد و در نقش تهاجمی خدمت کرد. در آوریل ۲۰۰۶ به RAF کونینگسبی منتقل شد و در مه ۲۰۰۷ منحل شد.
- اسکادران شماره ۱۴: جگوار GR.1/GR.1A جایگزین فانتومهای خود با جگوارها در سال ۱۹۷۴ شد و در RAF بروگن مستقر بود. جگوارهای آن در سال ۱۹۸۵ با تورنادوها جایگزین شدند.
- اسکادران شماره ۱۶ (ذخیره): جگوار GR.1/GR.1A/GR.3/T.4. OCU از RAF لاسیموث با تغییر نام ۲۲۶ OCU تشکیل شد، بعداً به کولتیشال منتقل شد و سرانجام در مارس ۲۰۰۵ منحل شد.
- اسکادران شماره ۱۷: در RAF بروگن فانتومهای خود را در نقش تهاجمی با جگوار GR.1 از ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۶ جایگزین کرد و در سالهای ۱۹۸۴-۸۵ با تورنادوها تجهیز مجدد شد.
- اسکادران شماره ۲۰: جگوار GR.1 در فوریه ۱۹۷۷ در RAF بروگن در نقش تهاجمی تشکیل شد و در ژوئن ۱۹۸۴ منحل شد.
- اسکادران شماره ۳۱: جگوار GR.1/GR.1A در RAF بروگن جایگزین فانتومهای خود در سال ۱۹۷۶ در نقش تهاجمی شد. جگوارهای آن در سال ۱۹۸۴ با تورنادوها جایگزین شدند.
- اسکادران شماره ۴۱: جگوار GR.1/GR.1A/GR.3/GR.3A در سال ۱۹۷۶ در RAF کولتیشال در نقش شناسایی تشکیل شد. در آوریل ۲۰۰۶ منحل شد.
- اسکادران شماره ۵۴: جگوار GR.1/GR.1A/GR.3/GR.3A در مارس ۱۹۷۴ در RAF لاسیموث در نقش تهاجمی تشکیل شد و در اوت ۱۹۷۴ به RAF کولتیشال منتقل شد. در مارس ۲۰۰۵ منحل شد.
- ۲۲۶ OCU (واحد تبدیل عملیاتی) GR.1/GR.1A/T.2/T.2A/T.4، در اکتبر ۱۹۷۴ در RAF لاسیموث تشکیل شد و در سپتامبر ۱۹۹۱ به اسکادران شماره ۱۶ (ذخیره) تغییر نام داد.
- تیم تبدیل جگوار در RAF لاسیموث (OCU اولیه)
- مدرسه خلبانان آزمایشی امپراتوری
بازنشستگی و جایگزینی
جگوار یکی از موفقترین برنامههای همکاری نظامی بریتانیا و فرانسه بود که بیش از سه دهه در خدمت دو کشور و چندین کشور دیگر باقی ماند. این هواگرد در طول دوران خدمت خود در درگیریهای متعددی از جمله جنگ خلیج فارس، عملیات در بوسنی، چاد و درگیریهای هند و پاکستان نقش ایفا کرد. جگوار به دلیل قابلیت اطمینان مکانیکی و عملکرد مؤثر خود در نقشهای تهاجمی، به ویژه در جنگ خلیج فارس، مورد تحسین قرار گرفت.
با این حال، با گذشت زمان و پیر شدن ناوگان، نیاز به ارتقا و جایگزینی احساس شد. فرانسه جگوارهای خود را در سال ۲۰۰۵ بازنشسته کرد و نقشهای آن توسط داسو رافال که جنگندهای مدرنتر با قابلیتهای پیشرفتهتر است، پر شد. بریتانیا جگوار را در سال ۲۰۰۷ بازنشسته کرد و تورنادوها و بعداً یوروفایتر تایفون و اف-۳۵ جایگزین آن شدند.
تنها کاربر فعلی، هند، همچنان به ارتقا و نگهداری ناوگان جگوار خود ادامه میدهد و با برنامههای DARIN III، عمر مفید این هواگردها را تا سالهای آینده افزایش داده است. با این حال، هند نیز برنامههایی برای بازنشستگی تدریجی جگوارها از سال ۲۰۲۸ و جایگزینی آنها با هواگردهای نسل جدید مانند HAL تیجاس Mk1A دارد.
جگوار به عنوان یکی از مهمترین هواگردهای تهاجمی نیمه دوم قرن بیستم، جایگاه خود را در تاریخ هوانوردی نظامی تثبیت کرده است و میراث آن به عنوان یک هواگرد قابل اعتماد و مؤثر، همچنان در میان خلبانان و کارشناسان نظامی مورد احترام است.
این مقاله بسیار طولانی شد؛ ترجمه ها کلمه به کلمه نبودند و مفهوم ها چندین بار ویرایش شدند(قبل از درج در سایت) از ساعت حدود ۳ شروع شد و کنون ساعت ۸:۳۳ دقیقه است. در فوتر سایت آخرین ویرایش ها نوشته شده است. هنوز ویرایش هایی مانده که به فردا و آینده سپرده خواهند شد.
